تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١

درس صد و چهل و ششم

در باب الرّعايهء مصباح الشريعه ، كه باب سوم آن است ، روايت شده است كه قال رسول الله صلّى اللّه عليه و إله : طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة و هو علم الأنفس . يعنى طلب علمى كه بر هر مرد و زن مسلمان فرض است علم معرفت نفس است . جملهء « و هو علم الانفس » ظاهرا تتمهء حديث رسول الله صلّى اللّه عليه و إله نيست و از اين گونه عبارات در بيان احاديث در مصباح الشريعه بسيار است . حديث مذكور در كافى بدون « مسلمة » است و نيز طبرسى در خطبهء تفسيرش بر قرآن كريم ، به نام مجمع البيان ، بدون « مسلمة » روايت كرده است ، و در بعضى نسخ آن با كلمهء « مسلمة » است . علاوه اين كه غير از مأخذين مذكور مآخذ ديگر هم در جوامع روايى به لفظ مسلم و مسلمة هر دو آمده است . به فرض اين كه روايت فقط « مسلم » بوده باشد ، باز شامل « مسلمه » است ، و اين گونه تعبيرات به عنوان تغليب است ، و در عبارات عربى تغليب مذكّر بر مؤنّث شايع است . و علم يقينى براى هر بخردى حاصل است كه معرفت نفس و انسان شدن بر هر فردى فريضه است . يكى از حكماى بزرگ پيشين انباذقلس است . وى اول حكماى خمسهء معروف به اساطين حكمت است . آنان به ترتيب همين انباذقلس و فيثاغورس و سقراط و افلاطون و ارسطو مىباشند . انباذقلس در زمان داود نبىّ عليه السّلام بود ، و حكمت را از لقمان عليه السّلام اخذ نمود . وى حكيمى متألّه و رياضت‌كش و تارك دنيا بود و كلماتى بلند به رمز در علوم و معارف حقّه دارد . از جمله سخنانش اين است كه تا انسان پاك و پاكيزه و مستولى بر بدنش نشد قادر بر معرفت نفس نيست . و آنگاه كه شرائط عرفان نفس را تحصيل كرد مىشناسد كه نفس چيست ، و آن را به رؤيايى نيكو و بدون تجسّم مىبيند ، و مىشناسد كه جوهرى اشرف و اكرم از نفس نيست ، و دائم و باقى است و به فناى بدن نمىميرد . امّا اكثر مردم ، نفوسشان ناقص و مانند ابدان مقطوع الاعضاست ، و منكر شرف و حسن و بساطت و عدم موت نفوس‌اند . و اين نظرى خطاست . و براى هركس سزاوار اين است كه تا در چيزى تفحّص نكرد و به علت
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 621 | حسن حسن زاده آملى