تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
مجرّده تشبّه حاصل مىنمايد . و هر چند بدن ظلّ روح و مرتبهء نازلهء آن است ، ولى در حقيقت روح گوهرى وراى آن است و در صورت قطع علاقه با اين هيكل و به ويرانى هيكل ، خود باقى است . چنان كه باز بدن را براى روح تشبيه به قلعه و دژ كرده‌اند ، و نفس را سپهبد و سردار لشكرى كه قواى او سپاه اويند و به تعلق با اين قلعه و حكومت بر سپاه به غايت مطلوب خود نائل مىگردد . و كما اين كه شيخ اشراقى مذكور ، در حكمت اشراق ، تعبير به صيصيهء بدن مىنمايد . « صيصيه » همان قلعه و پناهگاه است . جمع آن « صياصى » است . در قرآن كريم آمده است :
وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ
( احزاب 33 : 26 ) و آن كه بيضاوى گفته است : « آيه درباره شهداى بدر نازل شده است » ، بدان كه مراد اين نيست كه حكم مذكور در آيه كريمه فقط اختصاص به شهداى بدر دارد ، بلكه مراد بيضاوى بيان شأن نزول آيه است ، و موارد نزول مخصّص احكام نيستند و براهين عقلى و احكام آنها تخصيص‌بردار نيست . و همانطور كه بيضاوى گفته است ، تخصيص شهدا به سبب قربشان به خداوند و مزيد بهجت و كرامت است . و آن كه دربارهء آيهء عرض گفت : « در وى دليل بر بقاى نفس و عذاب قبر است » ، سخن در اين آيهء كريمه بسيار است . از جمله اين كه آيا ، چنان كه ظاهر قرآن ناطق است ، حكم عرض اختصاص به آل فرعون دارد و فرعون مستثنى است ، و يا اين كه فرعون را به طريق اولى شامل است ؟ و ديگر اين كه غدوّ و عشىّ در آن نشأه بايد چگونه باشد ؟ كه اين اوقات اختصاص به عالم مادّه دارند . آيا پس از مفارقت آنان از اين نشأه ، باز آنان را يك نحو تعلق به عالم مادّه مىباشد ؟ خلاصه اين آيهء كريمه در تكامل برزخى خيلى حرف دارد . و سخن از عرض و قبر و عذاب آن بايد به تفصيل عنوان شود . اين زمان بگذار تا وقت دگر كه انشاء اللّه به زبان آيات و روايات بيشتر آشنايى پيدا كرده‌ايم و در معرفت نفس پيشروى نموده‌ايم به اين مباحث شريف مىپردازيم ، كه قرآن بيان سرگذشت انسان است . چه ، تنها كتاب انسان ساز است . شايد از عرايضى كه در بيان هيكل تقديم داشتيم سؤالى براى شما پيش آيد كه اگر
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 618 | حسن حسن زاده آملى