تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
و آن كه از امام صادق عليه السّلام دربارهء ارواح مؤمنين روايت فرموده ، اكنون به طور اجمال در بيان آن اشاراتى مىنماييم تا زمان تفصيل آن فرا رسد . بدان كه حديث دربارهء ارواح مؤمنين است ، چنان كه در متن روايت بدان تنصيص شده است . و ارواح مؤمنان در نشأهء ديگر داراى بدنى همانند بدن دنياوى خودند . امّا اين بدن اخراوى از منشئات خود نفس ناطقه در آن نشأه است ، نه اين كه اجسادى مفارق از روح و مشابه با بدن دنياوى روح باشند ؛ چه اين تناسخ باطل است . امّا اجسادى كه از منشئات خود نفس ناطقه است جداى از او نيست ؛ بلكه بدن مطلقا ، چه بدن دنياوى چه اخراوى ، از مرتبهء نازلهء نفس‌اند ، ولى مايهء بدن اخراوى ملكات نفس ناطقه است كه با خود از دنيا مىبرد ، و الدّنيا مزرعة الآخرة . و در زبان حكمت متاليه اين قسم را نيز تناسخ مىگويند . ولى اين تناسخ با اوّلى فقط مشاركت اسمى دارد . آن تناسخ باطل است كه مفارقت روح از بدن و تعلّق او به كالبد ديگر است كه آن كالبد بدن او گردد و روح نفس آن ، كه بعدا در ابطال آن ادلّه اقامه خواهيم كرد . امّا اين تناسخ صحيح پديد آمدن بدن از صقع ذات روح است . و در السنهء اكابر حكما و مشايخ عرفا از آن باطل به تناسخ ملكى ، و از اين صحيح به تناسخ ملكوتى تعبير مىشود . و آن كه فرمود : « مجالى نيست كه صورت در نفس خود مركب باشد » ، يعنى اگر انسان همان صورت باشد مجالى نيست كه گفته شود : « اى صورت ، ما تو را در صورت تو تركيب كرده‌ايم » ، زيرا صورت را صورت ديگر نيست و همين صورت است و بس . امّا چون انسان غير از صورت است ، مجال است كه بگوييم : « اى انسان ، تركيب در صورت تو قرار داده‌ايم » . مرحوم مفيد به نام محمد بن محمد بن نعمان در كتب رجالى به ابن معلّم نيز معروف است . آن جناب را بيش از دويست مجلد تأليفات است ؛ و مانند معلم ثانى ، ابو نصر فارابى ، موجزنويس بود ، و مؤلفات او موجز و چون لقبش مفيدند ؛ و مثل شيخ طوسى و نجاشى ، صاحب كتاب رجال ، و سيد مرتضى علم الهدى و سيد رضى ، جامع نهج البلاغه ، و بسيارى از اعاظم علماى ديگر از تلامذهء او مىباشند ؛ و عامه و