تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
معاضدت مىگردد و در تأثير بعضى از نفوس اهميّت بسزا دارد علاوه اين كه فوائد ديگر را نيز متضمن است ، لذا به نقل اقوال و آراى آنان تبرّك مىجوييم و هر جا از آنان دليل و برهانى در اثبات حكمى مطلوب ديده‌ايم ذكر مىكنيم . در دروس گذشته ، هم شارح صحيفه شيخ مفيد را نام برده است و هم شيخ بهائى در اربعين . اين بزرگوار از مفاخر عالم علم است . وفاتش 413 ه ق است . وى را مؤلفات و رسائل ارزشمند است ، از آن جمله رساله‌اى در اجوبهء مسائل سرويه . در آن رساله سيد فاضل از آن جناب مىپرسد كه : رأى شيخ مفيد - حرسه اللّه عزّه - دربارهء انسان چيست ؟ آيا انسان ، بنابر آنچه كه اصحاب ابى هاشم گفته‌اند ، همين شخص مرئى مدرك و محسوس است ؟ يا چنان كه از ابو بكر أخشاد حكايت مىشود جزئى ( جسمانى ) حسّاس درّاك است كه حالّ در قلب است ؟ جواب : انسان آنى است كه بنى نوبخت ( فرزندان نوبخت ) ذكر كرده‌اند و از هشام بن حكم روايت مىگردد و اخبار مروى از موالى ما ( ائمهء اثنا عشر عليهم السّلام ) بر آن دالّ است . و انسان قائم بنفسه ، يعنى به ذات خود ، است و او را حجم و حيّز نيست ، و تركيب و حركت و سكون و اجتماع و افتراق بر آن صحيح نيست . و انسان آن چيزى است كه حكماى اوائل آن را جوهر بسيط مىناميدند . و همچنين هر حىّ فعّال محدث جوهر بسيط است و چنان نيست كه جبّائى و پسرش و اصحابشان گفته‌اند كه انسان جملهء مؤلفه است ( يعنى همين مجموع مركّب جسمانى ) و نه چنان كه ابن اخشاد گفته است كه انسان جسم متخلل در اين جمله ظاهر است ؛ و نه چنان كه اعواذى گفته است كه انسان جزء لا يتجزّى است . و قول من دربارهء انسان قول معمر از معتزله ، و قول بنى نوبخت از شيعه است . و انسان چيزى است كه حامل علم و قدرت و حيات و اراده و كراهت و بغض و حبّ است و قائم به نفس خود است . در افعال خود محتاج به آلت است كه اين جسد اوست . و وصف او به اين كه حىّ است شايسته مىگرداند قول به عالم و قادر بودن آن را . و وصف انسان به حيات مثل وصف اجساد به حيات نيست .