تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
اين كلمات آشكار نگردد ، ارائه را چه معنى است ؟ و جز اين است كه معرفت نفس همين معرفت آيات است ؟ و باز هم از هر چيز نزديكتر و وابسته‌تر به ربّ مطلق ، كه حقيقت حقّ است ، خودمانيم ، كه هر يك ما به منزلهء جدولى منشعب و مرتبط درياى بيكران هستى هستيم ، و سير در آفاق از انفس آغاز مىگردد ؛ و چگونه معرفت نفس را محال بدانيم ؟ با اين كه اين معرفت باب الابواب است و اگر بسته گردد تمام درهاى معرفت به روى انسان بسته مىگردد . از اين قائل به محال مىپرسيم كه « پس چگونه به معرفت ربّ خود راه پيدا كرده‌اى ؟ تو كه از خود بيخبرى ، از ديگران چه خبر دارى و كدام معرفت تو را به اين پندار به محال كشانده است ؟ و گيرم كه حديث فوق را بدون تدبّر چنان پنداشتى ، با آيات و روايات و اقوال و آراى اكابر اولياء و اعاظم حكما چه مىكنى ؟ به عنوان نمونهء يكى از هزار و مشتى از خروار ، كه اين يك خود هزارها و اين يك مشت خود خروارهاست ، به نقل اين حديث شريف تبرّك مىجوييم . سيد مرتضى علم الهدى در غرر و درر ، كه به امالى آن جناب نيز شهرت دارد ، از رسول الله صلّى اللّه عليه و إله روايت كرده است كه اعلمكم بنفسه اعلمكم بربّه ( ج 3 ط مصر ص 329 ) ، يعنى داناترين شما به نفس خود داناترين شما به ربّ خود است . آيا سياق اين حديث هم تعليق بر محال است ؟ و نيز در غرر نامبرده ( مجلس 19 ، ص 274 ) آورده كه انّ بعض ازواج النّبىّ صلّى اللّه عليه و إله سألته : متى يعرف الإنسان ربّه ؟ فقال إذا عرف نفسه . آيا اين تعليق بر محال است . تبصره - سنائى غزنوى در حديقه گويد :
اى شده از شناخت خود عاجز * كى شناسى خداى را هرگز چون تو در علم خود زبون باشى * عارف كردگار چون باشى چون ندانى تو سِرّ ساختنش * چون توهّم كنى شناختنش آنك او نفس خويش نشناسد * نفس ديگر كسى چه پرماسد
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 603 | حسن حسن زاده آملى