بس . اين قول مختار اعاظم حكماى الهى و پسنديدهء اكابر صوفيه و اشراقيّين است .
و رأى اكثر متكلمين اماميه نيز بر آن قرار گرفته ، مثل شيخ مفيد و بنى نوبخت و خواجه نصير الدين طوسى و شيخ جمال الدين مطهّر حلّى و از اشاعره نيز جمعى با ايشان در اختيار اين قول موافقت كردهاند ، مثل راغب اصفهانى و محمّد غزالى و امام فخر رازى . و اين مذهبى است پسنديده و راهى است شايسته كه كتب آسمانى به آن نازل است ، و احاديث مصطفوى بر آن ناظر ، و به دلايل عقليّه و علامات حدسيّه و مكاشفات ذوقيّه معاضد .
اين حديث دلالت دارد بر باقى ماندن نفس ناطقهء انسانى بعد از خرابى و از هم پاشيدن بدن . و اين امرى است كه اكثر علماى ملل و حكماى فلاسفه بر آن رفتهاند و انكار آن نكردهاند ، مگر گروهى اندك ، مثل جمعى از اطبّا كه قائل شدهاند به آن كه نفس مزاج انسانى است ، و امثال ايشان از جماعتى كه چندان اعتبارى به ايشان و سخنان ايشان نيست . و شواهد عقلى و نقلى بر بقاى نفس بعد از مفارقت بدن بسيار است . و كتاب مطالب عاليه ، كه از مصنفات امام فخر رازى است ، بر بسيارى از آنها اشتمال دارد كه در غير آن نيست . و كافى است در اين باب مدلول آيهء كريمهء
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
. ( آل عمران 3 : 169 و 170 ) .
اين بود چند جملهاى كه به طور انتخاب از شرح اربعين شيخ نقل كردهايم . و در بيان حديث مذكور مطالب بسيار مهمّ نهفته است كه برخى از آنها را مرحوم شيخ بهائى ذكر كرده است و در بحث مناسب عنوان مىكنيم . در پيرامون فرمودههاى فوق ، به برخى از امور اشارتى مىنماييم :
آن كه فرمود : « بسيار هست كه روح را بر جسم بخارى اطلاق مىكنند » ، همان است كه در دروس پيش تقديم داشتيم كه روح در السنهء اطبّاى جسمانى بر روح بخارى اطلاق مىگردد و در السنهء اطبّاى روحانى بر نفس ناطقه . روح بخارى جسم لطيف