تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
( يعنى بعثت پيغمبران نيكوست ، چون سودهايى دارد مانند يارى كردن عقل را در آنچه كه بدان راه دارد ، و استفاده كردن عقل حكم را در آنچه كه بدان راه ندارد ) . بنابراين در فهم گفتار بزرگان علم بايد تأمل بسزا كرد و به لا و نعم شتاب نبايد نمود . از باب مثال گوييم كه مىدانيم سه زاويهء مثلث برابر با دو قائمه است ، اگر در يك جاى نوشتهء دانشمندى رياضى يافتيم كه سه زاويهء مثلث بيش از دو قائمه است ، بايد در فهم گفتار او دقت كرد كه شايد هر دو حكم صحيح باشند و تناقض در ميانشان نباشد ، چه آن مثلثى كه زواياى سه گانهء او صد و هشتاد درجه است مثلث در سطح مستوى است كه در شكل سى و دوم مقالهء اولى اصول اقليدس مبرهن شده است ؛ و آن مثلثى كه زواياى سه‌گانهء او بيش از دو قائمه است مثلث در سطح مستدير ، اعنى مثلث كروى است كه هر يك از اضلاع آن قوسى از دايرهء عظيمه است و در شكل يازدهم مقالهء اولى اكر مانالاوس مستدل شده است . پس هر يك از دو حكم نامبرده اختصاص به موضوعى خاص دارد . و در دروس پيش گفته‌ايم كه در تناقض چند وحدت بايد ، از آن جمله وحدت موضوع . در روايت از حضرت ثامن الحجج امام رضا عليه السّلام آمده است كه قامت السّموات و الأرض بالحجّة . اين حجّت دليل است كه تمام آسمانها و زمين از روى دليل و برهان صورت گرفته است . هيچ كلمه‌اى از كلمات كتاب بزرگ غير متناهى عالم بىدليل نيست . همه از روى حجّت است و در هيچ وضع و حالت و نظم و نضد آن جاى انگشت اعتراض كسى نيست . عقل از تماشاى نظم احسن و وحدت صنع آن سر گشته است . خلقت ما به حجت است و براى آن غرض و غايت است . نه اين كه فاعل را ، كه واجب الوجود بالذّات است ، غرض و غايت باشد كه بدان غرض و غايت در فاعليّت خود تامّ گردد ، بلكه فعل او را غرض و غايت است ، و بايد بين اين دو امر فرق گذاشت و در كريمهء لا يسئل عما يفعل تأمل كرد . « 1 » و پيغمبر و امام را كه سفير حق تعالى
هامش
( 1 ) . اسفار ، آخر فصل پنجم موقف چهارم الهيات .