كردم . فرمود : به صورت بدنهايشان در بهشتاند ، كه اگر ببينى آن را هر آينه خواهى گفت : اين فلان است ، و يا خواهى گفت : اى فلان .
چون به تجرد نفس ناطقه آگاهى يافتهايد و علم و عمل را انسان ساز شناختهايد ، كه انسان نفس علم و عمل خود است ، و سخن ما هم در بيان فرمودهء امام سجاد عليه السّلام بود كه « روز به در شدن نفس از بدن » به چه معنى است كه ظرف و مظروف بايد در ماديّات باشد نه در مجرّدات ، مطلب مفيدى را كه شيخ بهائى قده در بيان حديث نامبرده آورده است تقديم مىداريم . آن جناب دربارهء « فى الجنه » كه مشعر به ظرفيت است فرمود :
« فى الجنّة » الظّرفيّة مجازيّة بإعتبار اشبح الّذى تعلّقت الرّوح به و الّا فهى مجرّدة غير مكانية . » ( يعنى ظرفيت ، كه امام فرمود ارواح در بهشتاند ، مجاز است ؛ به اعتبار شبحى كه روح به آن تعلق دارد به صورت ظرفيت تعبير شده است ، و گرنه روح مجرّد غير مكانى است .
مراد شيخ اين است كه مثلا ما در اين زاويهء مسجد نشستهايم ؛ اگر كسى در بيرون اين مسجد از امام عليه السّلام بپرسد كه ارواح اين اشخاص در كجا هستند ؟ امام بفرمايد كه در فلان زاويهء اين مسجداند ، با اين كه روح مجرّد و عارى از احكام مادّه ، كه از آن جمله مكان است ، مىباشد . ولى به اعتبار اين اشباح ، اعنى ابدان ما كه ارواح به آنها تعلق ندارند و اين اشباح در اين زاويهء اين مسجدند ، امام بفرمايد كه آن ارواح در آنجا هستند .
در گفتار امام سجاد عليه السّلام تعبير خروج نفس از بدن و در اين روايت از امام صادق عليه السّلام دخول ارواح در بهشت ؛ كه نه خروج با مجرد سازگار است و نه دخول .
و مىدانيم كه منطق نمايندگان الهى حقّ محض است و كليد حقائق در دست آنان است ، چنان كه در تجرّد نفس به لطائف عبارات و اشارات سخن گفتند ؛ و اگر ظاهر حديث مروى از آنان در بعضى از موارد موهم و مشعر به دغدغه است بايد بر محملى صحيح نهاد و به وجهى وجيه تفسير كرد ، كه ساحت عقل كل از شوب هر گونه دغدغه منزّه است . لذا در شرح عبارات مذكور شارح صحيفه آن چنان فرمود
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 596
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٩٦