تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
ملا گويد كه بر شد احمد به فلك * سرمد گويد سپهر در وى در شد
هر چند تن و قواى تن تور شكارند ، ولى بايد ديد تا شكارچى چگونه كسى است : اگر نفس سعيد است ، شكارهاى پاكيزه مىكند و پاكيزه مىخورد ، گفت و شنود در كسب و كار و تعليم و تعلّم و معاشرت و مصاحبت ، و بالجمله تمام احوال و اقوام و افعال او ، پاكيزه است ، كه طيّبات براى طيبين است ؛ و اگر نفس شقى است ، به دنبال پليدى مىرود و غذاها و شكارهاى او مناسب اوست ، كه خبيثات براى خبيثين است . و باز به هوش باش كه انسان به علم و عملش سعيد يا شقى مىگردد كه علم و عمل انسان سازند . شايد توهّم دور پيش آيد كه اگر انسان به علم و عملش سعيد يا شقى مىگردد ؛ پس چگونه پيش از كسب علم و عمل سعيد يا شقى است و غذاى مناسب خود تحصيل مىكند ؟ تا هنگام جوابش فرا رسد .

درس صد و سى نهم

در چند درس پيش دربارهء تعلق نفس با بدن مطالبى تقديم داشتيم و در تعلّق و ارتباط نفس به اشياى خارج از خود نيز برخى اشارات نموده‌ايم . شيخ بهايى در اواخر جلد دوم كشكول ( چاپ نجم الدوله ، 231 ) گويد : قال بعض المحققيّن النفوس جواهر روحانيّة ليست بجسم و لا جسمانيه لا داخلة فى البدن و لا خارجة عنه لها تعلّق بالاجساد يشبه علاقة العاشق بالمعشوق و هذا القول ذهب اليه الغزالى ابو حامد فى بعض كتبه . ( يعنى برخى از ارباب تحقيق گفته‌اند كه نفوس جواهر روحانىاند ، نه جسم‌اند و نه جسمانى ، نه داخل در بدن‌اند و نه خارج از آن ، آنان را با اجساد تعلّقى شبيه علاقهء عاشق به معشوق است ؛ ابو حامد غزّالى در برخى از كتابهايش به سوى اين قول رفته است . ) شايد اين سخن بعضى از محققين ناظر به دو امر باشد : يكى تعلّق نفس با بدنش ، و ديگر تعلق آن با اعيان و اشياى خارج از خود ؛ و يا مراد از اجساد ابدان غير عنصرى باشد ، و يا عنصرى و غير عنصرى باشد مطلقا . در امر اوّل گفته است كه