تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
حدود و قيود نبات و حيوان ، كه مربوط به حدّ وجودى محصور و محدود آنهاست ، در وى باشد ، يعنى هر مرتبهء بالاتر كمالات وجودى قبلى را داراست نه حدود نازلهء آنها را . و چون نفس با حفظ وحدت و هويّت وجوديش جميع قواى خود است ، همانطور كه در نبات و حيوان گفته‌ايم كه يك حقيقت در تمام تاروپود پيكر هستى آنها سارى است ، در افراد انسان نيز اين چنين است كه جميع قواى او ، حتى قوهء لامسهء او مثلا ، عقل متنزّل و نفس ناطقهء متنزّل است ؛ بلكه خود بدن ، با حفظ عنوان بدن ، مرتبهء نازلهء نفس است . و به عبارت ديگر ، قوهء لامسهء يك فرد انسان كه ادراك مىكند و قوهء لامسه يك فرد حيوان كه ادراك مىكند آن را عقل ادراك مىكند و اين را وهم . و اگر گفته شود كه آن لمس عقلى است و اين لمس وهمى است درست است ، و همچنين در ديگر قوى . با تمهيد اين اصل دقيق علمى گوييم كه درخت حقيقت ، علم و حس انسان ، كه عقل و حس اوست ، معيار عالى و مكيال صحيح تقدير و تقويم و توزين هر چيز است ؛ و مادون او را ، كه مثلا حيوان و نبات است ، هر چند به اندازهء هويّت و شخصيّت وجودى آنها تميز است و داراى نفس‌اند و صورت وجودى نفس آنان به تنهايى مصداق جميع قواى آنان است ، و لكن مكيالى محدود است كه به فراخور حيطه و سعهء وجودى آنهاست ، و با آن مكيال قدرت داورى بر اشياء را چنان كه انسان دارد ندارند و ارتقاء و اعتلاى مقامات انسانى براى آنها ميسور نيست . اين انسان است كه در جميع موجودات و در همهء عوالم و مراتب سير علمى مىنمايد ، و وى را مقام وقوف نيست ، و به رتبه و درجه‌اى كه رسيده است در آن مرتبه توقف نمىكند و به مرحلهء بالاتر عروج مىيابد ، و متصف به صفات كماليهء جميع موجودات مىگردد ، و بر همه تسلط مىيابد ، و به حقيقة الحقائق كه حيات مطلق و جمال و جلال مطلق است مىرسد ؛ و به اذان او ، كه اذن فعلى و اتّصاف كمالات وجودى است ، مىتواند در مادّهء كاينات تصرف كند و ربّ انسانى شود و خليفة الله گردد و كار خدايى كند .