تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
مىگيرند . مثلا اگر در خويشتن توليد نور نمىكرد ، در خارج خود به اكتشاف برق و امثال آن پى نمىبرد . اگر پرده‌هاى نازك و لطيف طبقات هفتگانهء چشم را نمىبافت و در هم نمىكشيد و بر هم نمىنهاد اين همه نسّاجيها از حصير گرفته تا حرير اختراع نمىكرد . اگر دستگاه قلب صنوبرى نمىساخت و حركات موزون آن را در اختيار نمىگرفت ، آلات ساعتهاى گوناگون آبى و بادى و آفتابى و غيرها درست نمىكرد . اگر حركات موزون خوش آهنگ انواع حركات نبض را نمىداشت ، اين همه غزليات و قصائد موزون و اشعار دلپذير گوناگون نمىسرود و اين همه نازك‌كاريها در گفتارش نمىبود و در نغمات و احوال آنها و در ايقاعات و الحان كتابها نمىنوشت . اگر دستگاه حيرت‌آور دماغ را براى حسّ و ادراك و حروف چينى كلمات و ضبط اصوات و آگاهى و خبرنگارى و اطلاعات جهان عظيم الشأن وجود انسانيش تعبيه نمىكرد ، اين همه دستگاه مطبعه‌ها و تلفنها و تلگرافها و بى سيمها و ماشين آلات محاسبات و رصدخانه‌ها و هزاران صنايع ديگر نمىساخت . و اگر كوشك رفيع و محكم بدنش را از آلات و ادوات اركان اربعه و اخلاط اربعه و عظام و اعصاب و عروق و سائر اعضاء و جوارح بنا نمىكرد و مزاج آن را اعدل امزجه براى استيكار خويش قرار نمىداد ، بناهاى گوناگون از كومه و نىبست پاليزبان گرفته تا اهرام يونان و مصر و ديگر بناهاى سر به فلك كشيدهء امصار ديگر نمىبود . و . . . و ملياردها و . اگر به ديدهء تحقيق بنگرى آنچه كه از اين موجود بوالعجب و اعجوبهء كون صادر مىگردد همه حكايت از واقع و حقيقت و ريشه‌اى مىكند كه در خود وى موجود است . زيرا كه هر اثرى آيينهء دارايى مؤثّر خود است .
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
( اسراء 17 : 84 ) . با اين همه
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
. ( حشر 59 : 19 ) پس انسان را انواع قواى اصطياد ، كه علم و حس‌اند ، و بدانها هر چيز را كيل مىكند ، و مكيال بودنش با هر يك از وجوه معانى مذكور صحيح است . و باز در پيرامون اين عبارت سؤالاتى در پيش داريم كه بايد عنوان شود .