تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
در اين مقام نقل عبارت شيخ ، براى دانستن طايفه‌اى از معارف ، نيك سودمند است . وى در همين جاى رسالهء مذكور گويد : بدان كه حقيقت دريابنده را عقل گويند ، و حقيقت دريافتن را علم ؛ و چون بداند به خود دريابد و بپذيرد و ديدنى حقيقى ظاهر شود ، آن را بصيرت خوانند ؛ و چون در ادراك رود و نهايت ادراك طلبد ، تفكر گويند ؛ و چون بد از نيك جدا كند ، تميز گويند ؛ و چون آن جدا كرده را قبول كند ، حفظ خوانند ؛ و چون آشكارا خواهد كرد ، خاطر گويند ؛ و چون به ظهور نزديك رسد ، ذكر گويند ؛ و چون ارادت كشف مجرد شود ، عزم و نيت گويند ؛ و چون به زبان پيوندد ، كلام خوانند ؛ و چون در عبارت آيد ، قول خوانند ، و از اينجا در اعراض حسّى درافتد ؛ و چون در جسمانيات روان شود سرّ ؛ جملهء اين مقدمات را نطق خوانند و منبع اين قوّتها را نفس ناطقه خوانند . شرف آدمى از ابتدا آن دريافت است تا به نهايت كلام . در هر يك از اين امور به تفصيل بحث مىشود . فيلسوف عرب كندى و معلم ثانى فارابى و شيخ رئيس ابن سينا و شيخ اكبر محيى الدين عربى و مير سيد شريف و صدر المتألهين و بزرگانى ديگر را در اين امور مقالاتى و رسائلى در حدود و رسوم اشياء دارند ، و بخصوص از اهل بيت عصمت و طهارت و ولايت رواياتى عرشى صادر شده است كه در موقع مناسب در اين امّهات معارف ، به درس و بحث تبرّك مىجوييم .

درس صد و سى و چهارم

بحث در بيان « الإنسان يكيل كلّ شىء » بود كه انسان به چه معنى مكيال هر چيز است ؟ نظير اين عبارت را از پروتاغورس در درس سوم نقل كرده‌ايم كه « ميزان همه چيز انسان است . » و ملّاى رومى هم در آخر دفتر اوّل مثنوى در وصف جناب انسان راستين ، امير المؤمنين امام على عليه السّلام ، گويد :
تو ترازوى احد خو بوده‌اى * بل زبانه هر ترازو بوده‌اى
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 559 | حسن حسن زاده آملى