تعريف فوق مأثور از سقراط حكيم و اتراب اوست . اهتمام سقراط را به معرفت نفس در دروس گذشته عنوان كردهايم . نظر و هدف آنان در تعريف مذكور به مراتب عاليتر از تفسير فلسفى كندى است . كندى مىگويد : انسان از دو گونه جوهر و اعراض است ، يكى جوهر جسم و ديگر جوهر نفس كه جوهر غير جسم است . و اعراض را به طور مطلق نام برده است كه مىتوان گفت هم اعراض جسم و هم اعراض نفس . امّا اعراض جسم كه ظاهر است ، مانند سياهى و سفيدى و كوتاهى و بلندى و غيرها . و امّا اعراض نفس ، همهء كيفيات نفسانى از قبيل علم حصولى و شهوت و غضب و قدت و اراده و محبت و كراهت و شجاعت و كرم و حلم و حيا و خوف و نظائر آنها به تفصيل و بيانى كه در مبحث علم گفتگو خواهيم كرد .
خلاصهء تفسير فلسفى كندى اين كه فلسفه معرفت به اشياست ، و اشيا يا اجساماند و يا غير اجسام ، و غير اجسام يا جواهر مجرّدهاند و يا اعراض ، و انسان هم كه اين سه چيز است ، پس چون خود را شناخت كل اشيا را شناخت . ولى آن كس كه گفت :
« فلسفه معرفت انسان خودش راست » ، هر چند اين تفسير فلسفى را رد نمىكند ، و لكن معرفت نفس فقط شناختن دو گونه جوهر و اعراض نيست ؛ بلكه اين معرفتى است كه همهء معارف در او منطوى است ، و به خلافت الهيّه منتهى مىگردد ، و از آن تعبير به انسان كامل مىگردد ، و فارابى در تحصيل سعادت ( چاپ حيدر آباد ، ص 39 ) ، از آن تعبير به فيلسوف كامل على الاطلاق كرده است .
هامش
النّفس و الأعراض ، و كانت النفس جوهرا لا جسما ، فانّه اذا عرف ذاته عرف الجسم بأعراضه و العرض الاوّل و الجوهر الّذى هو لا جسم ؛ فإذن اذا علم ذلك جميعا فقد علم الكلّ ؛ و لهذه العلّة سمّى الحكماء الانسان العالم الأصغر .
رسالهء مذكور كندى به انضمام چند رسالهء ديگرش ، با مقدمهاى علمى و تحقيقات و تعليقاتى ارزشمند از محمد عبد الهادى ابو ريده ، در مصر به طبع رسيده است . وى در مآخذ تعريفات ششگانهء فلسفه كه كندى نقل كرده است ، دربارهء تعريف فوق ، كه تعريف پنجم آن است ، گويد : امّا التعريف الخامس فهو الحكمة المشهورة المأثورة عن سقراط و غيره .