معلم ثانى ، ابو نصر فارابى را رسالهاى موجز و بسيار مفيد در اطلاقات عقل است .
بايد به تأسى وى رسائلى در اطلاقات روح و قلب و نفس و جز آنها نوشت .
على بن ربّن طبرى ، كه از قدماى اطباست ، در فردوس الحكمه در طب ، مقالهء دوم نوع دوم آن را ، حاوى ده باب ، در جوهر بودن نفس ناطقه و تجرّد و بقاء و تدبير او در بدن و قوى و افعال او نوشته است ، و كلماتى بلند در نفس و عقل از فلاسفهء بزرگ حكايت كرده است .
على بن ابى الحزم قرشى در كليات طب ( شرح نفيس ، ص 20 ) ، در ارواح بخارى ، گويد :
الارواح و لا نعنى بها ما يسمّيه الفلاسفة النّفس النّاطقة كما يراد بها فى الكتب الإلهية بل نعنى بها جسما لطيفا بخاريّا يتكوّن عن لطافة الأخلاط كتكوّن الأعضاء عن كثيفها و الأرواح هى الحاملة للقوى .
تبصره - حال كه ارواح بخارى سهگانه را دانستهايم ، مذهب هفتم از مذاهب در حقيقت نفس ، كه در درس پيش نقل كردهايم ، به خوبى معلوم مىگردد كه قائل آن نفس انسانى را همان روح بخارى مىداند كه به روح حيوانى و طبيعى نفسانى منقسم است .
و قائل به اين مذهب و آن كه قريب به او بود ، كه گفت : « نفس جسم لطيف سارى در بدن است » ، هر دو ، قائل يك چيزند ؛ و در نتيجه حقيقتى براى انسان وراى جسم و طبيعت مادّى عنصرى قائل نيستند و موت را ، در واقع ، فنا و زوال انسان مىدانند . و به ادلّهاى كه در تجرّد و بقاى نفس ناطقهء انسانى اقامه و بيان كردهايم و مىكنيم بطلان اين گونه مذاهب دانسته مىشود .
تبصره - در نظر بدوى ، از ظاهر برخى از اقوال منقول از اهل بيت عصمت و وحى ، كه مربّيان و معلّمان روحانى بشرند ، گمان مىرود كه روح انسانى سارى در بدن است و موافق با مذهب هفتم مىنمايد كه نفس روح حيوانى و به عبارت ديگر ، جسم لطيف سارى در بدن است . مثل اين كه از امير المؤمنين على عليه السّلام نقل شد كه مثل روح در بدن مثل آب در گل است . مىدانيم كه آب در برگ گل سارى است ، و آب جسم سيّال است .
اگر اين سخن از آن حضرت باشد و ظاهر آن اخذ گردد ، بايد روح جسم لطيف سارى
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 542
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٤٢