تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
روح حيوانى است . و آن دوى ديگر ، كه روح نفسانى و روح طبيعىاند ، شعبه‌ها و شاخه‌هاى اويند ؛ كه چون به كبد رسد به نام روح طبيعى ، و چون به دماغ رسد به نام روح نفسانى موسوم گردد ، چنان كه در قلب به نام روح حيوانى ؛ و هر سه روح بخارىاند . حاج ميرزا محمد تقى طبيب شيرازى ، معروف به حاج ميرزا بابا و حاج آقا بابا و ملقب به ملك الاطبّاء ، در بيان اقسام ثلاثهء ارواح گويد : ( دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، تأليف محمد حسين ركن‌زاده آدميّت ، ج 4 ، ص 946 )
سه قسم ارواح حامل شد چو محمول * كه بيش و كمتر از آن نيست معقول چو اصل جملگى روح حياتست * دو قسم ديگر از وى با ثباتست بدان خود روح حيوان نيست در دل * كه او از صفوت دم گشت حاصل چو آيد در كبد روح طبيعى است * كزو اعضا چو اغصان ربيعى است چو شد اندر دماغ و يافت تعديل * ز حيوانى به نفسى گشت تبديل
مقصودش از مصراع نخستين اين است كه اين ارواح حامل قواى سه‌گانهء حيوانى و نفسانى و طبيعىاند ، و به لحاظ محمولشان كه اين سه قوه‌اند ، آن ارواح ، كه حامل‌اند ، به سه قسم منقسم‌اند . و اعضايى كه رئيس نيستند يا خادم اعضاى رئيسه‌اند و يا غير خادم ، و غير خادم نيز به اعضاى مرئوسه و غير مرئوسه منقسم است . اعضايى كه خادم اعضاى رئيسه‌اند ، مثل اعصاب كه خادم دماغ‌اند ، و شرايين كه خادم قلب‌اند ، و آورده كه خادم كبدند ، و اوعيهء منى كه خادم انثيين‌اند . اعضاى غير رئيسه و غير خادمه اعضايى هستند كه قوى از اعضاى رئيسه به سوى آنها جريان دارد ، چون كليه‌ها و معده و طحال ، كه به فارسى سپرز گوييم ، و رئه ، كه آن را شش خوانيم . اعضايى كه نه خادمه‌اند و نه رئيسه و نه مرئوسه آنهايى هستند كه خودشان به قواى غريزيه‌اى اختصاص دارند ، و از اعضاى رئيسه به سوى آنها قواى ديگرى جارى نمىگردد ، چون استخوانها و غضروفها .