اخلاط اربعه است .
و نيز گفتهاند كه بعضى بر اين عقيدتاند كه نفس قوهاى است در دماغ كه مبدأ حس و حركت است ، و بعضى بر اين عقيدت كه نفس قوهاى است در قلب كه مبدأ حيات در بدن است . پس مقصود مذهب دوم و سوم نيز بايد به همين معنى باشد ، نه فقط جسم قلب و دماغ ؛ و بايد همين معنى را ، كه بودن قوهاى خاص در بدن باشد ، در مذهب اوّل نيز اعتبار كرد ، و گرنه صرف كالبد بىجان نفس نيست .
مذهب يازدهم اگر سخنى به رمز باشد قابل تصديق است ، كه نفس انسانى در صراط تكامل خليفة الله مىشود و باذن الله خوارق عادات و معجزات و تصّرف در مادهء كاينات و دست تسلط بر كلمات وجوديّه تواند داشته باشد و كار خدايى كند .
آن بيت كه شيخ بهائى در آخر آورده است ، از ديوان حافظ شيرين سخن است ، اى ، طاير عرش آشيانه ! عنقا سيمرغ است . سيمرغ مرغى است كه بر سر شجرهء طيّبهء طوبى ، كه درخت بهشتى بسيار عظيم است ، آشيان دارد كه عنقا را بلند است آشيانه . صفير سيمرغ بيدار كنندهء خفتگان است . اى سالك راه ، گوهر شب افروز ، كه آن را گوهر شب چراغ گويند ، روشنى او از درخت طوبى است ، و درخت طوبى در كوههاى قاف است ، و كوه قاف گرد جهان در آمده است : هو اسم الجبل المحيط بالأرض . به سر منزل عنقا رسيدن مرغ سليمان بايد كه منطق طير داند ؛
عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ
« 1 »
أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ
« 2 » . آن شيرين سخن با من هم دهن است كه :
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه * قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم
آفرين بر همتش كه باز گويد :
تو و طوبى و ما و قامت يار * فكر هر كس به قدر همت اوست
هامش
( 1 ) . نمل 27 : 16 .
( 2 ) . نمل 27 : 22 .