علامه شيخ بهايى در اواخر كشكول ( چاپ نجم الدوله ، ص 564 ) گويد :
مذاهب در حقيقت نفس ، اعنى آن كه هر كس به قول خود « من » بدان اشارات مىكند ، بسيار است ، و آنچه بر السنه دائر است و در كتب مشهور مذكور است چهارده مذهب است :
1 ) اين هيكل محسوس كه از آن به بدن تعبير مىشود ، نفس است .
2 ) قلب ، اعنى عضو صنوبرى لحمانى مخصوص ، نفس است .
3 ) نفس همان دماغ است .
4 ) نفس اجزاى لا يتجزاى در قلب است ، و اين مذهب نظّام و پيروان اوست .
5 ) نفس اعضاى اصليّهء متولّد از منى است .
6 ) نفس همان مزاج است .
7 ) نفس همان روح حيوانى است . و قريب به اين مذهب است آن كه گفت نفس جسم لطيف سارى در بدن است ، مانند سريان آب در گل و روغن در كنجد .
8 ) نفس همان آب است .
9 ) نفس آتش و حرارت غريزى است .
10 ) نفس همان نفس ( دم ) است .
11 ) نفس خود واجب تعالى است ،
تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً
« 1 » .
12 ) نفس همان اركان اربعه است .
13 ) نفس صورت نوعيهء قائم به مادّهء بدن است ، و اين مذهب طبيعيون است .
14 ) نفس جوهر مجرّد از مادهء جسمانى و عوارض جسمانى است ، او را تعلّق به بدن است ، تعلّق تدبير و تصرف ، و موت قطع اين تعلق است . اين مذهب ، مذهب حكماى الهى و اكابر صوفيه و اشراقيّون است ، و رأى محققين از متكلمين ، مانند امام رازى و غزالى و محقق طوسى و غيرشان از اعلام ، بر اين مذهب استقرار دارد ؛ و اين مذهب همانى است كه جميع كتب آسمانى به آن اشارت فرمودهاند و
هامش
( 1 ) . اسراء 17 : 43 .