تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
همهء اخبار نبوى ( يعنى گفتار همهء انبياء ) بر آن مطابق است ، و امارات حدسى و مكاشفات ذوقى بدان مىكشاند .
برو اين دام بر مرغ دگر نه * كه عنقا را بلندست آشيانه
اين بود گفتار علامه بهايى در كشكول كه نقل به ترجمه كرده‌ايم « 1 » . از براهينى كه در تجرّد نفس ناطقه در دروس گذشته آورده‌ايم دانستى كه مذهب حق همان چهاردهم است كه نفس جوهر روحانى است ؛ و براهين ديگر نيز داريم كه اگر صلاح ديديم در وقتش عنوان مىكنيم . و ما تاكنون ادله عقلى بسيار ، غير از آيات قرآنى و روايات سفراى وحى و اقوال اعاظم حكما و اكابر عرفا ، در اين موضوع معتنى به و مهمّ گرد آورده‌ايم . بدان كه جمهور صحابهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و تابعين و اعاظم حكماى الهى و اكابر عرفا و قدماى علماى بزرگ اماميّه ، چون ابن بابويه و شيخ مفيد و علم الهدى سيد مرتضى و بنى نوبخت ، كه از آيات وحى و منابع علمى ائمهء معصومين خود استفاده كرده‌اند ، و نيز علماى بنام اهل تسنن ، چون غزالى و فخر رازى ، همگى در اين اعتقاد متفق‌اند كه انسان غير از اين هيكل محسوس است ، بلكه جوهر روحانى قائم به ذات خود است و به خرابى بدن فانى نمىشود و بعد از موت كه همان قطع تعلّق نفس به بدن است ، باقى و درّاك است ، و مدار تكليف فهميدن همين اصل اساسى است ؛ جز اين كه بعضى از متكلّمين اسلامى ، به ظواهر برخى از روايات مأثور و احيانا بعضى از آيات ، قائل آرايى قائل شده‌اند ، از آن جمله مذهب چهارم و پنجم و بخصوص آن كه قريب به قول هفتم بود كه « نفس جسم لطيف سارى در بدن است » . اين گروه ملائكه
هامش
( 1 ) . فصل دوم مقالهء اولى نفس شفا ( ج 1 رحلى ، ص 282 ) در تعديد مذاهب قدما در نفس است ، و جلد چهارم اسفار ( ص 59 ) پس از نقل آنها از شفا بحث و تحقيق دارد . و همچنين در جلد چهاردهم بحار ، باب حقيقة النفس و الروح و احوالهما ( چاپ كمپانى ، ص 387 - 391 و ص 408 ) چهارده مذهب مذكور را از محقق كاشانى در روض الجنان ، به همان عبارت شيخ در كشكول نقل كرده است . ظاهرا شيخ در كشكول از همان روض الجنان نقل كرده است .