شود به حسب وجودش مشابه جواهر اوائل علل خود مىگردد . علل اوائل او صور نورى علمى عالى و عارى از موادّند و غالب و قاهر و مستولى بر عالم طبيعتاند ، نفس ناطقهء انسانى از علم و عمل مشابه آنان مىگردد و آنچنان اشتداد و تأكّد وجودى پيدا مىكند .
شيخ رئيس ابو على سينا ، علاوه بر اين كه در كتب عقلى و فلسفى خود چون شفا و اشارات و نجات و دانشنامهء علائيه در نفس ناطقه انسانى و تجرّد آن بحث كرده است ، رسائلى جداگانه در اين موضوع به عربى و فارسى نوشته است ، از آن جمله رسالهء موسوم و معروف به حجج عشر است كه ده فصل در نفس و قواى آن و مفارق عقلانى مخرج از نقص به كمال است ، و اين رساله غير از مسائل عشر اوست ، در آغاز آن گويد :
و رويت عن امام الأئمة امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام انّه قال من عرف نفسه فقد عرف ربّه . و سمعت رأس الحكماء ارسطاطاليس يقول على وقاق قول امير المؤمنين عليه السّلام : أنّ من عجز عن معرفة نفسه فاخلق به ان يعجز عن معرفة ربّه ، و كيف يرى المرأ موثقا به فى معرفة شىء من الأشياء بعد ما جهل نفسه الخ .
و نيز شيخ در رسالهء معراجيه ( ص 15 ) سخنى نغز دارد كه پس از گفتارى در پيرامون سيرهء پيمبر گويد :
و عزيزترين انبيا و خاتم رسولان صلّى اللّه عليه و إله چنين گفت با مركز حكمت و فلك حقيقت و خزينهء عقل ، امير المؤمنين عليه السّلام كه يا علىّ اذا رأيت النّاس يتقّربون الى خالقهم بانواع البرّ اليه تقرّب اليه بانواع العقل تسبقهم - و اين چنين خطاب جز با چنو بزرگى نيامدى ، كه او در ميان خلق آن چنان بود كه معقول در ميان محسوس - گفت يا على چون مردمان در كثرت عبادت رنج برند تو در ادراك معقول رنج بر تا بر همه سبقت گيرى .
از سخنان سقراط در درس نود و هفتم نقل كردهايم كه گفت : بيهوده در شناختن موجودات خشك و بيروح رنج مبر ، بلكه خود را بشناس ، كه شناختن نفس انسان
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 530
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٣٠