در جايى باشد كه اخصّ در آنها نباشد . و اخصّ اشرف از اعمّ است ، از اين جهت در ترتيب ضروب ششگانهء اين شكل بايد گفت :
اوّل از دو موجبهء كليّه . كه موجبه اشرف از سالبه است .
دوم از دو كليّه ، و كبرى سالبهء كليه ، كه كلّى اشرف از جزئى است .
سوم از دو موجبه ، و كبرى موجبهء كليّه و صغرى جزئيه .
چهارم از دو موجبه ، و كبرى جزئيّه و صغرى كليّه .
پنجم از موجبهء جزئيهء صغرى و سالبهء كليهء كبرى .
ششم از موجبهء كليهء صغرى و سالبهء جزئيهء كبرى .
و اين ملاك را در ترتيب ضروب باقى اشكال نيز بايد جارى داشت .
مانده است بيان ادلهء انتاج ضروب شكل سوم و ديگر مسائل منطقى ، تا توفيق رفيق گردد .
درس صد و بيست و هفتم
امروز غرّهء ماه مبارك شهر اللّه يك هزار و چهارصد هجرى قمرى مطابق بيست و سوم تير ماه هزار سيصد و پنجاه و نه شمسى است كه به توفيق الهى ، براى ادامهء درس و بحث در مسير تكامل نفوس انسانى ، ادراك محضر مبارك دوستان گرامى دست داد و بسيار برايم موجب شادمانگى است . نظر عمدهء ما در دروس گذشته اين بود كه از راه معرفت نفس ناطقهء انسانى به ماوراى طبيعت راه يابيم ، كه هم نفس را به حسب حدوث جسمانى يافتهايم و هم وى را مغاير بدن ، مغايرى كه در مقام خيال تجرّد برزخى و در مقام عقل تجرّد عقلانى دارد ؛ و در عين حال كه به حسب ذاتش مجرّد از مادّه و احكام آن است تعلّق تدبيرى به بدن دارد ، بلكه آن را صاحب مقام فوق تجرّد يافتهايم . و صور علميّه را مطلقا وجودى نورى وراى طبيعت شناختهايم ، و مخرج نفس را از نقص به كمال عقل مفارق دانستهايم . و هر يك از اين مطالب را به برهان اثبات كردهايم و از سيرت خطابه و اقناع اجتناب نمودهايم ، مگر در بعضى موارد كه به عنوان تأييد و تأكيد و زيادت بصيرت به خطابت سخن گفتهايم . در بعد خواهيم