و ديگر از شرائط آن اين است كه بايد مسائل علم قوانين باشند ، يعنى علم از حالات و عوارضى بحث كند كه حادث شدن آنها در تحت قاعده و منظم باشد . امّا حالات و عوارضى كه قاعده و قانون منظم نداشته باشند مسئلهء علمى نيست . مثلا « هر عددى كه آن را دو برابر و بعد از آن نصف كنيم به عدد اوّل برمىگردد » قاعدهاى است كلى و منظم ؛ « نور منكسر مىشود وقتى كه از محل رقيقتر وارد محل كثيفتر شود ، مثلا از هوا در آب يا از اتر « 1 » در هوا » اين نيز قانونى است منظم ؛ « هر فلزى در حرارت منبسط مىشود » و هكذا ساير مسائل علوم .
امّا حالات و عوارضى كه قانون و قاعدهء منظم ندارد مثل اين كه افراد انسان گاهى كوتاهاند و گاهى بلند و يكى سياه است و ديگرى سفيد ، قاعدهء كلى براى آن نيست يا به دست نيامده كه در چه صورت فرزند بلند قامت و در چه صورت كوتاه مىشود .
بسيارى از چيزهايى كه به نظر ظاهر مبائن هستند در علم ثابت مىشود كه متحد الحقيقهاند . مثلا ترش شدن خمير و سوختن چراغ و زنگ زدن آهن تماما يك حقيقت است ، يعنى گرفتن اكسيژن است و نيز در علم ثابت شده كه صوت و نور و حرارت و الكتريسيته همه يك حقيقتاند يعنى تموّج و ارتعاش .
در علوم ، يك واقعهء مشخص به چند تحليل و تجزيه مىشود . در علوم ، كيفيّت را به كمّيّت بدل مىكنند ، مثلا براى نور و حرارت و الكتريسيته مقدار معين مىنمايند .
تب را كه كيفيت است ، به كمّيّت بدل كردهاند و مىگويند چند درجه تب دارد ، و گاهى اندازهگيرى به علم النفس هم سرايت نموده است .
علم سرچشمهء پيشبينى ، و پيشبينى موجب عمل است ، چنان كه اوگوست كنت « 2 »
هامش
( 1 ) .Ether، اين كلمه مفرنس اثير عربى است . بخار بىوزن و قابل ارتجاع كه فضا را پر كرده و در تمام اجسام نفوذ مىيابد و علماى فيزيك آن را عامل انتقال نور و حرارت و برق و غيره مىدانند ( فرهنگ فرانسه فارسى نفيسى ) .
( 2 ) .AugusteComteحكيم فرانسوى اگوست كنت در سال 1798 متولد و تا سال 1857 زيسته است ( سير حكمت در اروپا ) .