گفته ، چون خطرات و فوائد هر علمى به واسطهء علم معلوم مىشود و انسان براى اجتناب از آن و رسيدن به اين كوشش مىنمايد .
چنان كه علم را شرائطى است كه گفته آمد ، عالم را نيز شرائطى است . اولا اين كه بايد در امتحان آزاد باشد و از متابعت و تقليد بپرهيزد . عالم هرگز نمىگويد من به اين مطلب عقيده دارم براى آن كه ديگرى به آن عقيده داشته ، مثلا زواياى مثلث مساوى است به دو قائمه براى آن كه اقليدس ، بزرگترين مهندس دنيا ، آن را ثابت كرده و من به او اطمينان دارم . ملاى رومى نيكو گفته است :
از مقلد تا محقق فرقهاست * كاين چو داودست و آن ديگر صداست
دوم اين كه در علوم طبيعى خواص غيبى و امور ماوراء الطبيعه را مدخليت ندهد ، و در اين مسئله بايد تابع فلسفهء مثبته آگوست كنت گرديد . حتى كسانى هم كه در اصول مطالب فلسفى با آگوست كنت موافق نبودند ، در كشف علل طبيعى به طريقهء او رفتار مىكنند ، و به عبارت اخرى نباتشناسان ، هر چند موحّد و خداپرست بود و ليكن در جستجوى علّت غيبى نموّ درخت برنيامده بلكه در فكر اين بودند كه ببينند وسائل ظاهرى و طبيعى آن چيست ، از عروق شعريهء ريشه و پوست و الياف « 1 » و برگها چگونه غذاى آن جذب مىشود . پاستور با آن كه موحّد و متديّن بود علّت گنديده شدن اجسام آليه را در ميكروبها معيّن نمود « 2 » ، و اين روش منافات با تديّن و
هامش
( 1 ) . الياف به فتح اول ( ج ليف ) واژهء عربى است . در منتهى الارب گويد : « ليف بالكسر ، پوست درخت خرما ، ليفة بالتاء پارهء آن . » و امروز الياف را در نخها و رشتههايى از پوست يا ساقهء گياهان مطلقا به كار مىبرند .
( 2 ) . در درسهاى نود و هفتم و نود و هشتم اجسام آليه معرفى شده است كه نباتات و حيوانات را جسم آلى است و هر موجودى كه افعال او از آلات مختلفه است و تركيب ارگانيكى دارد جاندار است . و جسم غير آلى جسمى است كه فعل آلى ندارد و صاحب هيچگونه آلات نيست . در جسم غير آلى اسم جزء آن بر كل صادق است و بالعكس ، به خلاف جسم آلى . در دانش بشر ( ص 119 ) ، پس از بيوگرافى لويى پاستور (Pasteur . L، 1822 - 1895 م ) گويد : پاستور اظهار داشت كه بعد از مرگ ، موجوداتى از اين