تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
آنها معلوم مىگردد ، و هر يك مؤدىاند به حصول علمى كه حاصل نبوده است . معلومات تصوّريّهء موصله را معرّف و قول شارح خوانند ، و معلومات تصديقيّهء موصله را حجت . پس مقصود در فن منطق دانستن معرّف و حجت بود و در اين امور توضيحات لازم خواهد آمد . در آغاز كتب منطقى ، در وجه حاجت به منطق بدين نحو پيش آمدند كه علم يا تصوّر است يا تصديق ؛ تصوّر ادراك ساده است و تصديق حكم به نفى و اثبات ؛ و همهء تصورات و تصديقات بديهى نيستند و گرنه احتياج به تحصيل نداشتيم ، و همه هم نظرى نيستند و گرنه قادر بر تحصيل نبوديم ، بلكه برخى از آنها بديهى و برخى ديگر نظرى است . و نظر ، كه همان فكر است ، ترتيب دادن امور حاصله يعنى بديهيّات است به طرق معيّنه و شرائط مخصوصه كه مؤدى به تحصيل امر غير حاصل ، كه همان مجهول نظرى است ، گردد . و چه بسيار كه در فكر غلط راه مىيابد ، پس احتياج به قانونى است كه طرق و شرائط انتقال از معلومات به مجهولات را افاده كند تا غلط به فكر عارض نشود . و آن قانون منطق است . اين روش پسنديده در بيان وجه احتياج به منطق در جميع رشته‌هاى علوم نظرى جارى است و اختصاص به يك رشتهء خاص ندارد . علم و عمل دو بال انسان براى عروج و صعود به مقامات شامخ ، يعنى براى رسيدنش به كمال انسانى او است ، بلكه علم و عمل انسان سازند و بشر براى به دست آوردن گوهر گرانبهاى دانش و در راه اعتدال و استواى تكامل ، كه از آن تعبير به صراط مستقيم مىشود ، چاره‌اى جز داشتن ميزان حق ندارد . علم شريف منطق محك و معيار صدقى است كه با مراعات قواعد آن تميز ميان حق و باطل در بسيارى از امور داده مىشود . و مع ذلك انسان را چاره‌اى جز التجاى به وحى نيست ، زيرا به همان روش كه در بيان وجه احتياج به منطق گفته‌ايم انسان آگاه و از خواب غفلت به در آمده در يك يك آراء و افعال و اقوالش از خود مىپرسد كه آيا در آن به ميزان حق و اعتدال ، كه صراط تكاملى انسانى است ، مىباشد يا نه . و ميزانى در اين حدّ جز منطق وحى ندارد .