است و مكتسب گيرنده . جزئى كاسب نيست ، يعنى معرف بالكسر نيست ؛ و مكتسب نيست ، يعنى معرف بالفتح نيست . پس دانسته شد كه قضاياى معتبر در علوم محصورات اربع است .
درس صد و بيستم
در درس صد و دوازدهم ، در حجت و اقسام آن اشارتى رفت . اكنون قدرى در توضيح آن مىپردازيم و پس از آن در شرط ديگرى كه بعضى در شكل اوّل گفتهاند بحث مىكنيم . زيرا كه اين توضيح به منزلهء تمهيد و مقدمهاى براى شرط منظور است .
حجت تصديقات معلومهاى است كه از روى آن ، تصديق مجهولى كشف شود .
حجت در تمام علوم استعمال مىشود . ابتدا يك قضيهء مجهولى كه طرف تصديق ندارد در نظر مىگيرند ، مثلا دو قطر مربع متساوى هستند و بعد از آن با دليل ، كه از قضاياى معلومهء سابقه تركيب يافته ، قضيهء مجهول را مسلّم مىنمايند .
حجت بر سه قسم است : قياس ، استقراء ، تمثيل . قياس استنباط حكم جزئى است از كلى . استقراء استنباط حكم كلى است از مشاهدهء جزئيات . تمثيل استنباط حكم جزئى است از جزئى ديگر .
در قياس ، حكم كلى معلوم است ، مثلا « هر جسمى سنگين است » ، و لكن جزئى مجهول ، مثلا نمىدانيم هوا هم وزن دارد يا نه . مىگوييم : هوا جسم است ، و هر جسمى وزن دارد ، پس هوا وزن دارد .
در استقراء ، بالعكس حكم كلى مجهول است ، مثلا نمىدانيم هر فلزى در حرارت منبسط مىشود . يكى يكى فلزات را تجربه مىكنيم و از حكم به آنها حكم كلى را به دست مىآوريم .
در تمثيل ، حكم يك جزئى معلوم است و آن حكم را براى ديگرى كه در تمام صفات مثل اولى است ثابت مىكنيم . مثلا مىبينيم مريخ حركت مىكند . مىگوييم :
زمين هم ، كه از همهء جهات مثل مريخ است ، حركت مىكند .