تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
اختلاف نتيجه در قياس دليل است بر اين كه مراعات شرائط لازمه در آن نشده است . مثلا اگر به فرض ، صغرى شكل اوّل سالبه باشد ، مىبينيم يك جا نتيجه صادق است و يك جا كاذب . در اين قياس : « هيچ نفس ناطقه جماد نيست » ، « و هر جماد مادى است » نتيجه صادق است كه « هيچ نفس ناطقه مادى نيست » ، و اگر كبرى مبدل شود به اين قضيه كه « هر جماد داراى وجود است » نتيجه كاذب است كه « هيچ نفس ناطقه داراى وجود نيست » . و اگر ايجاب يا سلب نتيجهء لازم قياس بود انفكاك لازم و ملزوم بىمعنى بود . توضيحا در هر يك از چهار ضرب منتج اين شكل مثالى ذكر مىكنيم : 1 - هر نفس ناطقه مجرد است ، و هر مجرد باقى است ، پس هر نفس ناطقه باقى است ( صغرى موجبهء كليّه ، و كبرى نيز موجبهء كليّه ، و نتيجه هم موجبهء كليّه ) . 2 - هر نفس ناطقه مجرد است ، و هيچ مجرد غافل از ذات خود نيست ، پس هيچ نفس ناطقه غافل از ذات خود نيست ( صغرى موجبهء كليّه ، و كبرى سالبهء كليّه ، نتيجه سالبهء كليّه ) . 3 - بعضى از مردم درستكار است ، و هر درستكار رستگار است ، پس بعضى از مردم رستگارند ( صغرى موجبهء جزئيه ، و كبرى موجبهء كليّه ، نتيجه موجبهء جزئيه ) . 4 - بعضى از مردم هنرمندند ، و هيچ هنرمندى خوار نيست ، پس بعضى از مردم خوار نيست ( صغرى موجبهء جزئيه و كبرى سالبهء كليّه ، نتيجه سالبهء جزئيه ) .