تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
خاتمهء اين درس را به بيان محصورات اربعه مىپردازيم : بدان كه قضيه به حمليّه و شرطيّه تقسيم مىشود حمليّه مثل اين كه گويى : « دانشمند ارجمند است » و شرطيه مثل اين كه گويى : « اگر اين شخص درستكار باشد ، رستگار است » . حمليّه ، به اعتبار موضوع ، به شخصيّه و طبيعيّه و محصوره و مهمله تقسيم مىشود : هر گاه موضوع قضيه جزئى حقيقى ، يعنى شخص معيّن ، باشد ، آن را شخصيّه گويند . مثل اين كه گويى : « ابن هيثم رياضىدان است » . طبيعيّه آن كه در موضوع فقط نفس طبيعت ملحوظ است نه فرد يا افراد . مثل اين كه گويى : « انسان نوع است . » و « حيوان جنس است » ، كه نوعيت و جنسيّت بر نفس طبيعت صادق است نه بر فرد يا افراد . محصوره آن كه موضوع طبيعت است ولى طبيعت مرآت است و افراد آن ملحوظ است كه حكم بر روى افراد طبيعت مىرود و به اداتى ، يعنى كلماتى ، كميّت افراد موضوع بيان مىشود كه تمام افراد است يا بعض از آنها . آن ادات را سور يا حصار گويند كه هر دو به معنى ديوارند ، به اين مناسبت كه موضوع را احاطه كرده و تعيين مىنمايد . در اين هنگام آن قضيه را محصوره و مسوّره خوانند . و به عبارت ديگر سور لفظى است كه دلالت مىكند بر مقدار كليت و جزئيت ، مثل « هر » و « برخ » و « هيچ » و « همه » و مانند اينها . و مهمله آن قضيه است كه موضوع آن مانند محصوره است جز اين كه سور ندارد يعنى بيان كميت افراد در آن اهمال شده است و ترك گرديده است ، مثل اين كه بگويى : « انسان در زيان است » و يا « انسان راه رونده است » كه حكم براى تمام افراد موضوع يا بعض آن تعيين نشده است . محصوره بر چهار قسم است . چه ، قضيه يا موجبه است و يا سالبه ، و در هر صورت يا كلى است و يا جزئى . موجبهء كليه ، مثل « هر زاويهء قايمه نود درجه است » ؛