اشتمالش بر امر زايد اشرف از اعم است كه در اينجا جزئى است . و موجبه اشرف از سالبه است ، چون وجود اشرف از عدم است . و همچنين در مواد صناعات خمس ، اگر يك مقدمه مثلا از مقدمات برهان و ديگرى از مقدمات خطابه باشد ، نتيجه خطابى است و هكذا . يكى از بزرگان در زن خواستن دو بيت به تازى دارد كه ترجمهء آن به فارسى چنين است :
زن مگير جز كريمه قومى را * كه عِرق دَسَاس از طرفين است
مىنبينى كه در قياس ، نتيجه * تابعِ اخسّ مقدمتَين است « 1 »
شرائط انتاج شكل اوّل به حسب كمّ و كيف دانسته شد ، كه به حسب كمّ بايد كبرى كلى و به حسب كيف صغرى موجبه باشد . اگر مراعات اين امور شود ، قياس منتج است و گرنه عقيم . و همچنين است سخن در اشكال ديگر كه گفته خواهد آمد . عالم روحانى ، شيخ محمد رضاى اصفهانى ، صاحب نقد فلسفهء داروين و مؤلفات ديگر ، در رواج بودن بازار مال و كساد علم اشعارى دارد كه اين بيت از آن جمله است :
الا إنّ شكل المال فى الدّهر منتج * و لكنّ شكل العلم فيه عقيم
چون قضاياى معتبر در علوم محصورات اربعاند كه موجنهء كليّه و جزئيه و سالبهء كليّه و جزئيه است ، در بادى نظر هر يك از اشكال اربع را شانزده وجه متصور است .
و لكن با مراعات شرائط انتاج در شكل اوّل چهارم وجه منتجاند و باقى عقيم ، و آن چهار وجه نيز منتج محصورات اربعهاند ، و اين از خصائص شكل اوّل است .
هامش
( 1 ) .لا تخطبنّ سوى كريمة معشر * فالعِرق دسّاس من الطرفين
أوَ لست تنظر فى النتيجة انّها * تبع الأخسّ من المقدمتَينو اين دو بيت به ابن سينا نسبت داده شد :تعس الزّمان فإنّ فى احشائه * بغضا لكلّ مفضّل و مبجّل
و تراه يعشق كل رذل ساقط * عشق النتيجة للاخسّ الارذل