اين بود ترتيب اشكال چهارگانه به حسب مراتب . موضوع نتيجه را از اين جهت اصغر و حدّ كهين ، و محمول آن را اكبر و حدّ مهين گويند كه موضوع به حسب اغلب اخص و اقلّ افراد است ، و محمول اعم و اكثر افراد . و در واژهء عربى به لحاظ كلمهء « موضوع » و « محمول » اصغر و اكبر گفتهاند و به لحاظ كلمهء « مقدمه » و « قضيه » صغرى و كبرى كه مؤنث اصغر و اكبر ، و « مقدمه » و « قضيه » مؤنث است و « موضوع » و محمول مذكّر .
اقتران صغرى و كبرى را ، كه نسبت دو مقدمه با يكديگر از لحاظ ايجاب و سلب و كلى و جزئى بودنشان است ، قرينه و ضرب خوانند . در اساس الاقتباس فرمود : « هر تأليف كه به صدد استلزام قولى بود ، اگر مستلزم بود و اگر نبود ، آن را اقتران خوانند و آن مؤلّف را قرينه خوانند . »
درس صد و هجدهم
دانسته شد كه قياس اقترانى را سه حدّ است به اسامى اصغر و اكبر و اوسط .
اوسط نقش ارتباط دارد ، لذا در هر دو مقدمه موجود است تا جامع ميان اصغر و اكبر باشد ، و در نتيجه مذكور نيست . اين سه جزء اركان اساسى قياساند و به قول شيخ در منطق دانشنامهء علائيّه ( ص 63 ) « گردش كار بر اين سه پاره است و ايشان را حدّ خوانند . » حدّ وسط سبب اشتراك دو قضيه يكى مقدمهء صغرى و ديگرى مقدمهء كبرى مىباشد ، و علّت تأليف قياس است و رسانندهء دو حدّ باقى به يكديگر است كه انتاج عبارت از آن است .
شكل اوّل بديهىترين اشكال در استنتاج است ، به بيانى كه در درس گذشته تقديم داشتهايم . از يادداشتهايى كه در مسائل منطقى داريم يكى اين است كه انتاج شكل اوّل نه اين كه بديهى نيست بلكه مشتمل بر دور است . و گويند كه اين اشكال را شيخ ابو سعيد ابو الخير بر شيخ رئيس ابن سينا وارد كرده است و شيخ آن را جواب داده