تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
در پيش است . در درس چهل و ششم از روى دليل دانستيم كه « علم صورت فعليّهء كلّيّه است » . اين ، يك قضيه كه براى ما روشن شده است و الآن آن را داراييم و بدان داناييم . و نيز در دروس بعد از آن ، باز با دليل و برهان به دست آورده‌ايم كه « هر صورت فعليّهء كلّيّه وراى عالم طبيعت است » . اين هم يك قضيهء ديگر كه نيز براى ما روشن شده است . حالا اين دو قضيه را كه پهلوى هم بنشانيد ، داراى هيأت و صورت و ريخت بخصوصى خواهند شد كه در علم ميزان ، يعنى منطق ، آن را « شكل » مىگويند بدين صورت : علم صورت فعليّهء كليّه است ، و هر صورت فعليه كليه وراى عالم طبيعت است ، اين دو قضيه را مقدمات و موّاد مىگويند و قول مؤلّف از آن دو را قياس . چنان كه گفته‌ايم ، تأليف اين دو مستلزم قول ديگر است به نام نتيجه يا مطلوب و آن اين است : « پس علم وراى عالم طبيعت است . » اين نتيجه قضيه‌اى است كه « علم » موضوع آن و « وراى عالم طبيعت » محمول آن است . اين نتيجه با اين صورت كه « علم » موضوع « وراى عالم طبيعت » است ، و « وراى عالم طبيعت » محمول علم باشد ، در هيچ يك از دو قضيهء فوق ، كه مقدّمتين قياس‌اند ، نبودند ، اگر چه هر يك از موضوع و محمول نتيجه در قياس بودند ، ولى آن يكى موضوع محمولى ديگر بود و اين يكى محمول موضوعى ديگر ، كه به منزلهء نطفه و مادّه در والدين است كه در درس صد و دوازدهم گفته‌ايم . و امرى كه واسطه و رابطه ميان دو قضيه است « صورت فعليّهء كليّه » است ، كه هم در مقّدمهء نخستين موجود است و هم در مقدّمهء دومين . به طورى كه مقدمهء نخستين يكى از مصاديق و موارد مقدمهء دوم است . اين هيأت خاصى كه از بودن واسطهء محمول در مقدمهء نخستين و موضوع در مقدمهء دومين پديد آمده است ، آن را « شكل قياس » گويند . و اين شكل بر چهار قسم مىشود : چه ، واسطه يا محمول در مقدمهء نخستين و موضوع در مقدمهء دومين است و يا عكس اين است ، و يا موضوع در هر دو است و يا محمول در هر دو ، از اين چهار به در نبود .