تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
است و ذهن در نتيجه گرفتن از آن به زحمت و چپچله مىافتد و استنتاج از آن به مثل معروف اكل از قفا را ماند ، لذا بسيارى از دانشمندان منطقى شكل چهارم را ترك گفته‌اند و در آن بحث نكرده‌اند ، بدين جهت در مرتبهء چهارم قرار گرفته است ، و ديگر اين كه در هر دو مقدمه مخالف با شكل اوّل است . قطب رازى در شرح مطالع فرمود : « شكل چهارم به علت مخالفت او شكل اوّل را در هر دو مقدمه در غايت بعد از طبع است . لذا فارابى و شيخ آن را از اعتبار و بعضى از منطقيّين از قسمت نيز اسقاط كرده‌اند » « 1 » و متأله سبزوارى در ليالى منظومه گويد : و رابعا ينبو عن الطبع ندع . يكى از يادداشتهايى كه در مسائل منطقى دارم اين است كه شكل چهارم منسوب به جالينوس حكيم است و كسى در آن بر وى سبقت نگرفته است ؛ و لكن فحول از دانشمندان آن را از محل قبول اسقاط كرده‌اند ، كه مستبعد از عقول است . و خواجهء طوسى در اساس الاقتباس فرمود : « بعضى شكل اوّل و چهارم را به حيلت يك شكل كرده‌اند . » شكل دوم از اين جهت در مرتبهء دوم قرار گرفته است كه اقرب اشكال به شكل اوّل است ، چه با او در صغرى مشاركت دارد كه اشرف مقدمتين است ، زيرا صغرى مشتمل بر موضوع مطلوب است و موضوع اشرف از محمول است به علت اين كه محمول ، خواه به ايجاب و خواه به سلب ، براى موضوع طلب مىشود . جناب خواجه در اساس الاقتباس ( ص 192 ) فرمايد : « و شكل دوم را بر سيوم مقدم از آن جهت داشته‌اند كه نتايج او شريفتر و قليل الوجودتر باشد . » اين مطلب در درسهاى بعدى روشن مىشود . و پس از وى مرتبهء شكل سوم است كه در اخسّ مقدمتين ، اعنى كبرى ، مشارك شكل اوّل است .
هامش
( 1 ) . ثم الرابع لمخالفته اياه - يعنى الشكل الاول - فى المقدمتين فهو فى غاية البعد عن الطّبع و لذلك اسقطه الفارابى و الشيخ عن الاعتبار و بعضهم عن القسمة ايضا .