اميدواريم كه توفيق بيدارى و بينايى يابيم و به پيروى از معلّمان حقيقى و مكمّلان نفوس بشرى در راه تحصيل معارف پويا و به منطق حق گويا شويم و در اين دورهء پر خوف و خطر ، كه دنيا چون اژدهاى دمان اهلش را در كامش فرو برده و غولان دنيا زده به بانگهاى آدم فريب اين و آن را شكار مىكنند ، خويشتن را دريابيم و به درد و درمان خود برسيم و سره را از ناسره و حق را از باطل تميز داده به ملكوت دار هستى ، كه حيات مالامان و علم صرف و قدرت كامل و كمال مطلق و نور خالص و بهاى محض است بپيونديم ، كه آن مقام دل آرا بهشت لايزال و جوار خداوند متعال است . چند بيتى از دفتر دوم مثنوى ملاى رومى بشنويد :
طالب زر گشته جمله پير و خام * ليك قلب از زر نداند چشم عام
پرتوى بر قلب زد خالص ببين * بىمحك زر را مكن از ظن گزين
گر محك دارى گزين كن وزنه رو * نزد دانا خويشتن را كُن گرو
پس محك بايد ميان جان خويش * ور ندانى ره ، مرو تنها به پيش
بانگ غولان هست بانگ آشنا * آشنايى كو كشد سوى فنا
بانك مىدارد كه هان اى كاروان * سوى من آييد نك نام و نشان
نام هر يك مىبرد غول اى فلان * تا كند آن خواجه را از آفِلان
چون رسد آنجا ببيند گرگ و شير * عمر ضايع راه دور و روز دير
چه بوَد آن بانگ غول اى نيكخو * مال خواهم جاه خواهم و آبرو
از درون خويش اين آوازها * منع كن تا كشف گردد رازها
ذكر حق كن بانگ غولان را بسوز * چشم نرگس را از اين كركس بدوز
صبح صادق را ز كاذب واشناس * رنگ مى را واشناس از رنگ كاس
هامش
جدل به راه پروردگارش دعوت كند و شعر را براى او روا و سزاوار نمىداند . در سورهء نحل ، آيهء 127 فرمود :ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛ و در سورهء يس ، آيهء 70 فرمود :وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ.