تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
را ملتزم شده و تسليم كرده باشد يعنى بر آن گردن نهاده و پذيرفته باشد ، پس طرف مقابل او چنين قضيه را حجّت سازد و بر الزام او به كار برد ، خواهى حق يا مشهور يا مقبول باشد خواهى نباشد . و مسلّمات را وضعيّات نيز مىنامند . و بدان كه اگر تسليم بر سبيل استنكار بود آن قضايا را مصادرات خوانند و اگر بر سبيل مسامحت و طيب نفس و حسن ظنّ بود اصول موضوعه . 6 - وهميّات . در وهم و انواع قوى و ادراكات نفس در وقت خود به تفصيل بحث خواهيم كرد . اينك به اشارت گوييم : و هم قوه‌اى است در انسان دون عقل . طايفهء مشّاء انواع ادراك را چهار قسم مىدانستند ، و آن احساس و تخيّل و توهّم و تعقل است . ميرداماد در جذوات ( طبع هند ، ص 94 ) و شاگردش صدر المتألهين در اسفار انواع ادراك را سه قسم دانسته‌اند كه وهم را به شمار نياوردند . در اسفار فرمود : « حقيقت ادراك سه نوع است چنان كه عوالم سه است و وهم كأنّ عقل ساقط از مرتبهء خود است . » « 1 » قوهء واهمه در مقدمات با عقل موافق است و حكم او را گردن مىنهد و در نتيجه با او مخالفت مىكند ؛ مثلا وهم با عقل موافق است كه اين شخص مرده است ، و اين مردهء امروز در ديروز يكى از دوستان مخلص بود ، و اكنون كه مرده است بدن او با جماد برابر است و هيچ كارى از او ساخته نيست ، و به فرض محال اگر كارى از او برآيد همان دوست ديروز است كه رفيق طريق و انيس تنهايى و جليس در جلسه‌ها بود كه جز خير و خوبى از او ديده نشد . در همهء اين‌ها وهم با عقل موافق است ؛ و سرانجام ، عقل به او مىگويد : حالا كه اين همه را از من قبول كرده‌اى امشب را به تنهايى با او به سر مىبريم . در اينجا وهم با او مخالفت مىكند و حكم او را رد مىنمايد و مىگويد : من مىترسم و با او به تنهايى به سر نمىبرم .
هامش
( 1 ) . و اعلم أنّ الفرق بين الادراك الوهمى و العقلى ليس بالذّات بل امر خارج عنه و هو الاضافة الى الجزئى و عدمها فبالحقيقة الادراك ثلاثة انواع كما انّ العوالم ثلاثة و الوهم كأنّه عقل ساقط عن مرتبته . ( ج 1 ، چاپ سنگى ، فصل 13 ، طرف اوّل ، مرحلهء دهم ، ص 291 ) .