اكنون به طور اجمال به بيان مقدّمات ششگانهء آن كه از آنها تأليف مىگردد مىپردازيم :
1 - اوليّات قضايايى هستند كه در آنها مجرّد تصوّر موضوع و محمول در ايقاع حكم كافى بود ، مثل حكم به اين كه كل اعظم از جزء خود است ، و دو نقيض نه جمعشان را شايد و نه رفعشان را .
2 - مشاهدات ، كه حسّيّات و محسوسات نيز گويند ، قضايايى است كه مجرّد تصور موضوع و محمول در ايقاع حكم كافى نبود ، بلكه محتاج به واسطهء حس است ، مثل حكم به اين كه آتش گرم است .
3 - مجرّبات قضايايى است كه حكم عقل در آنها به واسطهء تكرّر مشاهده بود ، مثل اين كه آتش سوزنده است .
4 - حدسيّات قضايايى هستند كه حكم در آنها به واسطهء قوت و حدّت ذهن و انتقال سريع و دفعى آن باشد ، مثل اين كه نور قمر مستفاد از نور شمس است كه از اوضاع مختلفهء قمر با شمس ، از هلال تا محاق ، اين حدس پيش آمده است .
5 - متواترات قضايايى هستند كه به خبر دادن و گواهى بسيار كس حاصل شود ، مثل اين كه مىدانيم شهرى هست به نام مكه ، اگر چه هرگز آن را نديده باشيم .
6 - فطريّات قضايايى هستند كه قياساتشان با آنهاست و عقل به واسطهء آن قياس ، كه قضايا آن را با خويشتن دارند و از جهت وضوح آن احتياج به اكتساب نيست ، حكم و تصديق به آنها مىكند ؛ مثل حكم به اين كه اربعه زوج است كه قياسش بديهى و با خود اوست و ذهن بدون تكلّف آن را سريعا در مىيابد ، به اين صورت : اربعه منقسم به دو قسم متساوى است ، و هر عددى كه منقسم به دو قسم متساوى است زوج است ، پس اربعه زوج است .
در درس بعد به بيان اجمالى مقدمات ديگر اقيسه مىپردازيم .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٧٠