درس صد و شانزدهم
به بيان اجمالى مقدمات قياسهاى ديگر ، به ترتيبى كه در صناعات نامبرده شد ، مىپردازيم :
1 - مقبولات : مقدمات اعنى قضايايى است كه از بزرگان عقل و علم و حكمت و حقيقت اخذ و پذيرفته شده باشند و نه اوّليّاتاند و نه محسوسات .
2 - مشهورات به ظاهر : قضايايى است كه به اوّل شنيدن چنين نمايند كه مشهورند و چون به حقيقت بنگرى مشهور نباشند ؛ مثل اين كه گويند دوست را در هر حال ، خواه به حق باشد و خواه باطل ، يارى بايد داد . به اوّل شنيدن به كار افتد ، چون نيك انديشه رود دانسته شود كه مشهور خلاف آن است ، كه نبايد هيچ كس را ، خواه برادر و دوست باشد و خواه ديگران ، بر باطل يارى كرد .
3 - مظنونات ، قضايايى هستند كه به غلبهء گمان آنها را پذيرفته باشند و عقل روا دارد كه بر خلاف آن باشند . مثل اين كه بگويى : فلانى در پنهانى به دشمن من نامه فرستاد ، پس به دشمنى من مشغول است ؛ و عقل خلاف آن را روا مىدارد . و يا اين كه كسى را ببيند در كنار كشتهاى تازه با كارد خونآلود است ، گمان قوى رود كه او كشنده است ، با آن كه عقل روا دارد كه قاتل فرار كرده و اين شخص باتفاق بدانجا رسيده باشد .
4 - مشهورات ، كه آنها را مشهورات به حقيقت مىگويند در مقابل مشهورات به ظاهر : قضايايى هستند كه قاطبه و عامّهء مردم يا گروهى خاص آن را بپذيرند ، چه بعضى از مشهورات مر همهء مردم را يكسان بود چنان كه گويند : دروغ زشت است ، ستم كردن زشت است ، داد كردن نيكوست ، بىگناه را رنجانيدن بد است . و بعضى از مشهورات در ميان گروهى بود چنان كه در ميان پزشكان ديگر بود و در ميان منجمان ديگر و درودگران ديگر و پيشهء ديگر را ديگر . و بسيار مشهور بود كه دروغ صرف بود ، و بسا كه مشهورى از مشهورى قويتر بود .
5 - مسلّمات قضايايى است كه خصم ، يعنى شخص معيّن طرف مقابل ، مستدلّ آن