تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
شعر : هر گاه قياس اصلا افاده تصديق نكند بلكه افادهء تخيّل كند و موجب قبض و بسط نفس گردد قياس شعرى بود . و مقدمات قياس شعرى مخيّلات بود . ساوى برهان را قياس تامّ و جدلى و خطابى و شعرى را « ناقص » و مغالطى را « باطل » ياد كرده است . پس از بيان برهان ، در بيان قياسات ناقص و باطل گويد : بدان كه قياسات ناقص به دو قسم بود : قسمى آن باشد كه از براى حجّت به كار دارند و قسمى آن بود كه از براى حجّت به كار ندارند . آن چه از براى حجّت به كار دارند يا جدلى بود و يا خطابى ؛ و آن چه از براى حجّت به كار ندارند از براى بسط و قبض نفس استعمال كنند ، چنان كه گويند العسل مرّة متهوّعة تا نفس از او منقبض شود يا گويند هذا الشّخص كريم فاضل تا نفس از او منبسط شود . و اين چنين قياسها را قياسات شعرى گويند . و امّا باطل آن بود كه صورت يا مادّهء او فاسد بود يا هر دو فاسد باشند و آن را مغالطى گويند . در تبصره گويد : از قياس برخى هست كه راست و درست است و نتيجه‌اى كه از او آيد يقين است و چنين قياس را برهانى گويند ، و برخى هست كه نزديك است به راستى و آن را قياس جدلى خوانند ، و برخى هست كه دور تر است و بعضى را از او خطابى خوانند و برخى شعرى ، و بعضى كه هست كه ناراست است و قياس مغالطى خوانند . فائدهء قياس شعرى يكى از اين دو امر است : يكى تحبيب و ترغيب كه همان بسط نفس است ، و ديگر تهديد و ترهيب كه همان قبض نفس است . و چون قضاياى آن را وزن و قافيه باشد اثر فائده و غرض آن بيشتر بود . اين بود تعريف صناعات و غرض و فائدهء هر يك آنها كه به اجمال گفته آمد . بدان كه اين قياسها همه در صورت متفق‌اند ، كه صورت آنها از چهار شكل به در نيست ، چنان كه گفته خواهد آمد ؛ و به حسب مادّه مختلف‌اند ، كه از قضاياى مختلفه مؤلّف‌اند . و چنان كه دانسته شده در ميان اقيسه عمده برهان است كه مفيد يقين است و حق از آن شناخته مىشود و پيدا مىگردد .