متن قياس مذكور نباشد بلكه فقط جزء مادّى آن موجود باشد و صورت و هيأت نتيجه از حصول نتيجه پديد آيد ، آن را اقترانى گويند .
در قياس اقترانى به لحاظ مادّه از صناعات خمس بحث مىشود ، و به لحاظ صورت از اشكال اربعه . صناعات خمس قضايايى است كه قياس از آنها تأليف مىگردد و به اسامى برهان ، خطابه ، جدل ، مغالطه ، شعر موسوماند .
برهان قياس مؤلّف از يقينيّات است تا نتيجهء يقينى از آن لازم آيد ، و به تعبير شيخ در دانشنامهء علايى ، فائده برهان يقين است و پيدا كردن حق . ( ج 1 ، ص 128 ) و عمده در صناعات خمس برهان است . ساوى در تبصره ، در تعريف يقين ، گويد ( ص 101 ) :
يقين اعتقادى بود به چيزى كه چنين است با اعتقادى ديگر كه جز چنين نتواند بودن بىهيچ زوالى كه هر دو اعتقاد را تواند بودن . و يقينيات بر شش قسم است بدين قرار : اوّليّات ، مشاهدات ، مجرّبات ، حدسيّات ، متواترات ، فطريّات .
خطابه : در برهان محطّ نظر فائدهء يقين و شناختن و پيدا كردن حق است ، و يقين تصديق جزمى است ؛ لذا اگر قياس مفيد تصديق غير يقينى يعنى غير جزمى باشد خطابى است و آن مؤلّف از مقبولات و مشهورات به ظاهر و مظنونات است ، يعنى اين قضايا مقدمات قياس خطابىاند . جناب شيخ اجل در دانشنامه گويد :
« و فائده خطابه اندر سياست مردم بود و اندر شاخهاء شريعت و اندر مشورت و خصومت و عتاب و اندر ستايش و نكوهش و اندر بزرگ كردن سخن و خرد كردن و هر چه بدين ماند . » ( ص 132 ) .
و به تعبير وجيز خواجه در اساس الاقتباس ( ص 533 ) :
غرض از اين صناعت اقناع است نه تحقيق مطلق و الزام صرف .
جدل : و هر گاه قياس مفيد تصديق جزمى بود و لكن حق بودن آن اعتبار نشود بلكه عموم اعتراف يا اعتراف خصوص طرف مجادل در او ملحوظ باشد ، قياس جدلى است و مقدّمات آن كه از آنها تأليف مىشود مشهورات و مسلّمات بود .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 467
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٦٧