است ، چنان كه در دروس پيش اشارت به آن رفت .
اين جانب ابيات تازى نامبردهء متأله سبزوارى را در درس پيش در آراى سهگانه و فرمودهء اين دو بزرگوار ، ابن سينا و ملا صدرا ، را به نظم فارسى در آورده است :
آيا به توليدست انتاج قياس * يا رأى اعدادش بود اصل و اساس
يا جريان عادت خدايى است * لزوم نه ، مجرّدِ توافى است
قولى كه مختار محققين است * اعداد حقّ است و نه آن و اين است
بعد از حصول جملهء مُعِدّات * از عالم قدسى بوَد افاضات
چه جَرىِ عادت خطأ شديد است * علّتِ اعدادى كجا توليد است
قولى است شيخش كرده نقل و نقدش * صاحب اسفارش فزوده عقدش
نتيجه صورت مقدمات است * چون خانه كز چوب و دگر آلات است
شيخ أجل فرمود بىاساس است * زيرا نتيجه لازم قياس است
آرى مقدمات در شكل قياس * علل ماديش بود بىالتباس
در نزد صدرا نظرى مقبولست * كز اتحاد عاقل و معقول است
يا قوّت علم به مطلوب است در * علم مقدماتش اى صاحب نظر
در نزد ناظم رأى شيخ و صدرا * هر يك بوَد بىشبهه صدرِ آرا
هم رأى آن هم رأى اين تمام است * جز اين كه هر يك را دگر مقام است
با منطقى از صاحب شفا گو * در حكمت از صدراى ذو البها گو
درس صد و پانزدهم
به مطالب ديگر قياس مىپردازيم : قياس را مادّه و صورتى است . صورت آن را هيأت و شكل نيز گويند و مادّهء آن قضاياى گوناگونى است كه از آنها تأليف مىگردد .
قياس به اقترانى و استثنايى تقسيم مىشود ، و اقترانى به شرطى و حملى .
اكنون به قياس اقترانى حملى مىپردازيم . قياس اقترانى حملى آن است كه از قضاياى حمليّهء صرفه تأليف شده باشد . هر گاه عين نتيجه با حفظ مادّه و صورت در