و نتيجه علّت صورى اعنى صورت حاصله از آنها بوده باشد ، به دو وجه توجيه فرمود كه به هر يك از اين دو وجه نظر مذكور را محملى صحيح خواهد بود :
يك وجه اتحاد عاقل و معقول است ، به اين بيان كه نتيجه حقيقت كليهء علميّه است ، به عبارت ديگر صورت علميّه است و اين صورت علميّه يك حقيقت است نه متعدّد ، و قوهء عاقلهء نفس ناطقه كه در صقع ذات خود مقدمات را با شرائط منتجهء آنها ادراك كرده است ، در حقيقت ، صورت علميه را ادراك كرده است ، و اين صورت علميّه همان متن ذات مؤدّى و محتواى مقدمات است نه امر ديگر ، يعنى علم به مقدمات نفس علم به نتيجه است ، پس نتيجه صورت مقدمات است آن چنان كه خانه صورت حاصله از چوب و سنگ و ديگر آلات است .
وجه دوم را از اين راه پيش آمده است كه علم به نتيجه در علم به مقدمات مستتر است ، چه در علم به مقدمات قوّت علم به نتيجه وجود دارد ، يعنى علم به نتيجه بالقوة و الامكان ، نه بالفعل و الوجوب ، در علم به مقدمات موجود است ، و گرنه محال است كه از مقدمات فلان نتيجهء خاص حاصل شود ، چه هر سلسله مقدمات و معدّات هر فنّى از فنون با نتيجهاى خاصّ ارتباطى خاصّ دارد ، بلكه تكوينا هر موجودى با آثار وجوديش اين چنين است ، و اين معنى ، اعنى ارتباط خاصّ مقدمات با نتيجه ، را تعبير به وجوب و لزوم كردهاند ، كه قياس مستلزم نتيجه است ، يعنى حصول نتيجه عقيب مقدمات به گزاف و صرف توافى و مجرّد معيّت اتفاقيه نيست ، چنان كه اشاعره مىپندارند ؛ و چون علم به نتيجه بالقوة و المكان در علم به مقدمات مستكن است و از ترتيب و تنسيق خاصّ مقدّمات علم به نتيجه در همان وعاى علم به مقدمات حاصل مىگردد ، پس صحيح است كه گفته شود نتيجه در مقدمات است و صورت آنهاست .
مطلب فوق در هيأت خاص و ترتيب تصوّرهاى معلوم ، كه از علم بدانها علم به تصور مجهولى لازم آيد و حاصل شود كه در اصطلاح منطق معرّف و معرّف گويند ، نيز جارى است كيف كان بايد مطلوب مطلقا ، چه تصويرى و چه تصديقى ، پيش از ترتيب تصورات و قضايا به وجه مجمل معلوم باشد ، زيرا طلب مجهول مطلق محال
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 465
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٦٥