مىداند نه علل استقلالى ، و افاضهء صور علميّه را پس از حصول معدّات و استعداد از عالم قدس حكيم كه عالم وراى طبيعت است مىشناسد .
متأله سبزوارى در منطق منظومه راجع به اين سه قول در انتاج قياس گويد :
و هل بتوليد أو اعداد ثبت * او بالتوافى عادة الله جرت
و الحق أن فاض من القدسى الصور * و انما اعداده من الفكر
و جرى عادة خطا شديدا * و ليست العليّة توليدا
يعنى آيا استلزام و انتاج مقدمات قول ديگر را ، كه نتيجه است ، بنابر افعال توليدى است كه مقدمات مولّد نتيجهاند ، و يا اين كه مقدمات علل اعدادىاند ، و يا اين كه مجرّد معيّت و توافى مقدمات با نتيجه است بدون هيچ گونه عليّت و دخالت اعدادى مقدمات . مذهب حق طريق وسط است كه صور عقليّهء علميّه از عالم قدس بر نفوس ناطقهء مستعده فائض مىشود و فكر از علل اعدادى است . مذهب اشعرى كه حصول نتيجه عقيب مقدمات قياس و فكر به صرف عادت و محض معيّت بدون لزوم جارى باشد شديدا خطاست . و علّت اعدادى علّت توليدى نيست يعنى عقيدت معتزلى هم باطل و نادرست است .
در نقل آراى سهگانه حسن صنعت به كار برده است كه قول حق را چون صراط مستقيم است در وسط آن دو قرار داده است . چه ، مذهب حق حقّ هر ذى حق را ادا مىكند ، زيرا در منزل عدل و منظر وسط قرار گرفته است ، نه به راست مايل است و نه به چپ ، كه نه آن مسير حق است و نه اين .
اين سه قول بود در چگونگى لزوم نتيجه قياس را . و قول ديگر در اين مقام است كه شيخ رئيس در الهيّات شفا نقل كرده است و آن را ردّ نموده است . در درس بعد عنوان مىكنيم و در پيرامون آن بحث مىنماييم .
تبصره اقوال سهگانهء فوق اختصاص به قياس و نتيجهء آن ندارد بلكه در مطلق افعال آدميان و غير آنان جارى است ، و در حقيقت اين همان بحث جبر و تفويض و