تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
زبان فهم است به صورت برهان بيان مىكنند و براى ديگرى ، كه توانايى حمل آن را ندارد ، به هيأت خطابه ، گاهى با تشبيه و تمثيل و گاهى با تنظير و تبديل عبارتى به عبارت ديگر و نظاير اين گونه امور كه در صنعت تفهيم و تعليم به كار مىبرند تا به فراخور فهم هر كس معانى را برسانند . و اصل دليل عقلى است كه معيار صدق و ميزان حق و ملاك تميز ميان صحيح و سقيم و حق و باطل است و متّبع برهان است . در درس شصتم بخصوص و گاهى در ديگر دروس نامى از قياس و برخى اشكال آن برده شد و ما بدين نحو كه در مباحث عقلى پيش مىرويم بسيار به دانستن قياس و اشكال آن نيازمنديم . لاجرم به بحث منطق مىپردازيم و اميدواريم كه قسمتى از امّهات مسائل منطق را در اين دروس آنچنانكه بايد تقديم بداريم : هر يك از تصوّر و تصديق يا بديهى است و يا كسبى . آن چه كسبى است مجهول است كه بايد آن را از معلوم اكتساب كرد و مجهولات بايد منتهى به بديهيات شوند . مجهولات تصورى را از معلومات تصوّرى و مجهولات تصديقى را از معلومات تصديقى كسب توان كرد . در اصطلاح علم ميزان ، تصورات بديهى موصل به مجهولات تصوّرى را معرّف و تصديقات معلوم موصل به تصديقات مجهول را حجّت گويند . و حجّت را به تمثيل و استقراء و قياس تقسيم كرده‌اند . تمثيل استدلال از جزئى به جزئى ، و استقراء از جزئيات به كلى ، و قياس از كلى به جزئى است ؛ و عمده قياس است كه مفيد علم و يقين است و آن دو مفيد شك و ظن . و توضيح هر يك از اين‌ها بيايد . قياس قولى مؤلّف از قضاياست كه چون قبول و مسلّم گردد مستلزم قضيه و قول ديگر باشد . اقلّ جمع منطقى دو است و « قضايا » در تعريف قياس اين چنين است و هر يك از دو قضيه را كه قياس از آنها تركيب يافته است مقدمه خوانند و مجموع آن دو را كه مستلزم قضيه و قول ديگر است قياس . و اين قضيه كه قول ديگر است به اعتبار استحصال آن از قياس مطلوب مىنامند ، و به اعتبار حصولش از قياس نتيجه ، كه
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 459 | حسن حسن زاده آملى