تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
مقدمهء نخستين را مادر ، و تالى آن را كه مقدمهء دومين است پدر ، و قول لازم از قياس را كه حاصل از دو مقدمه است نتيجه ناميده‌اند . شبسترى در گلشن راز گويد :
ز ترتيب تصورهاى معلوم * شود تصديق نامفهوم مفهوم مقدّم چون پدر تالى چو مادر * نتيجه هست فرزند اى برادر
وى مقدمهء نخستين را به لحاظ مقدم بودن آن پدر ناميد ، و ديگران تالى را به لحاظ كلّى بودن آن ، چنان كه دانسته خواهد شد ، پدر دانسته‌اند . كيف كان از ازدواج اين دو ، نتيجه حاصل مىگردد كه به مثابت فرزند است . فرقه‌اى به نام اشاعره گويند وجود هيچ ممكنى در وجود شىء ديگر مدخليت ندارد ، نه به نحو اعداد و نه به نحو سبب و علّت . و علت و معلول بودن بين موجودات را منكرند و گويند خداوند بعضى از اشياء را عقيب بعض ديگر ايجاد مىكند بدون اين كه وجود آن شىء به طور وجوب از او ايجاد گردد ؛ چه ، قائل به ارادهء گزافى در مبدأ شده‌اند ؛ و هر گاه چيزى به صورت مكرّر از مبدأ ، عقيب چيزى ايجاد گردد آن را عادت ناميده‌اند . لذا انتاج مقدّمتين مر نتيجه را به لزوم عقلى و استلزام وجوبى نمىدانند بلكه مىگويند به صرف توافى و مجرّد معيّت و تصاحب بين مقدّمتين عادت و سنّت خدا جارى شده است كه نتيجه عقيب آن دو حاصل گردد ، با اين كه تخلّف نتيجه از آن دو جائز و ممكن است . به مثل ، در نظر اين فرقه ممكن است حرارت عقيب يخ ، و برودت عقيب آتش پديد آيد . ولى عادت خدا بر اين جارى شده است كه عقيب آن برودت ، و عقيب اين حرارت باشد . فرقه‌اى ديگر به نام معتزله گويند افعال ممكنات از ممكنات صادر است يا به مباشرت آنها . اگر صدور افعال از آنها به توسط فعل ديگر نباشد ، و يا به توليد است اگر به توسيط فعل ديگر باشد . خلاصه به افعال توليدى قائل شده‌اند ، مثلا حركت يد را مولّد حركت مفتاح مىدانند ، لذا در اين مورد هم نتيجه را فعل توليدى و معلول مقدّمتين دانسته‌اند . اين عقيدت نيز چون عقيدت اشعرىها سخت سست است . چه ،