تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
بلكه اتحاد يابد بلكه چه جاى اتحاد كه در حقيقّت فوق آن است و اتصال و اتحاد از اوصاف عالم طبيعت است كه يكى متصل به ديگر و يا متحد با آن شده است ، و تعبير به اتحاد از ضيق لفظ و نداشتن الفاظ است ، اندكى صبر كن تا صبح دولتش بدمد . فارابى اين شأنيّت را تعبير به قوّت پذيرش نفس كرده است و گفته است « كمالاتى كه در قوت نفوس است كه آنها را بپذيرند » ، و چنان كه شأنيّت نفس اين است كه به مرتبهء عقل مستفاد برسد و عاقل و مدرك موجودات گردد و علم بدانها تحصيل كند ، شأن موجودات نيز اين است كه معقول و معلوم وى گردند و خود فارابى به اين دو شأنيت ، با تعبير به واژهء شأن به جاى قوّت ، اين جا در رسالهء اطلاقات عقل بدين عبارت تصريح كرده است : « شأن الموجودات كلّها ان تعقل و تحصل صورا لتلك الذات » و مرادش از ذات ذات نفس ناطقهء انسانى است ، يعنى شأن همهء موجودات است كه معقول انسان و صورت ذات او گردند . و اين مطلب شامخ را صدر المتألهين در فصل بيست و چهارم مرحلهء دهم اسفار ، در اتحاد عاقل و معقول ( طبع اوّل ، ج 1 ، ص 305 ) عنوان كرده است و گفتار معلم ثانى را از رسالهء اطلاقات عقل نقل فرموده است و اين خوشه‌چين از خرمن علوم و معارف بزرگان ، در شرح فص هفتادم فصوص فارابى كه به فارسى نگاشته است ، در اين غايت قصوى تا حدّى بحث كرده است . و اگر چه در دروس پيش بدان اشارتى شد ولى اميد است كه در بحث و فحص آن بتفصيل توفيق يابيم . و از اين كه فارابى گفت « كمالاتى كه در قوّت نفوس است كه آنها را بپذيرند » از اين روست كه شايد برخى از كمالات باشند كه دست فهم و ادراك انسان يا اكثر افراد آن به آنها نرسد ، البته بحث مىخواهد . آن كه فرمود « واجب است كه آن كمالات از نفوس زائل نشوند الخ » ، كمالاتى را كه انسان كسب كرده است از او زائل نمىشوند ، و دانستى كه ظرف حصول و وعاى تحقّق آنها نفس ناطقه است ، و اگر آن را تشبيه به دفترى و كتابى بنماييم آن كمالات كلماتى هستند كه در وى نگاشته شده‌اند و نگارنده به يك معنى خود اوست و به معناى ديگر ديگرى . دفترى است كه كلمات او ثابت و برقرارند ؛ بلكه آن دفتر و كتاب
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 446 | حسن حسن زاده آملى