تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
انسانيه را بعد از مفارقت سعادتى از جنس سعادت مفارقات است و اين كه اتمّ سعادت آنى است كه براى نفوس فاضله است . دو مطلب اوّل و دوم را ترجمه و تا اندازه‌اى در پيرامون هر يك شرح و بيان كرده‌ايم ، اكنون به نقل ترجمهء مطلب سوم و بيان آن مىپردازيم . فارابى در اين مطلب بر دو امر برهان اقامه كرده است : يكى اين كه نفوس انسانيه را بعد از مفارقت سعادتى از جنس سعادت مفارقات است و دوم اين كه اتمّ سعادت آنى است كه براى نفوس فاضله است . اينك ترجمهء گفتارش : برهان بر اين كه نفوس انسانيه را بعد از مفارقت سعادتى از جنس سعادت مفارقات است ، و اين كه اتمّ سعادت آنى است كه براى نفوس فاضله است . شناختى كه نفوس انسانيه بسيطاند ، و هر گاه كمالاتى كه در قوّت نفوس است كه آنها را بپذيرند براى نفوس موجود گردند ، واجب است كه آن كمالات از نفوس زائل نشوند ، چنان كه از برهان گذشته ، هنگامى كه بيان كرديم بسيط چون از قوّه به درآمد و به فعل رسيد امكان در او باقى نمىماند و آن كه اختصاص به اين امكان دارد كدام است ، روشن شد كه اگر عقل هيولانى با عقل بالفعل باقى باشد بايد نفس به يك چيز هم عالم باشد و هم جاهل . و اين كمال همان عقل بالفعل اعنى استعداد تامّ است براى اتصال به مفارق باقى ثابت . پس نفس ، بعد از مفارقت ، اتصال به عقل بالفعل مىيابد ، و عقل هيولانى اگر قدسى باشد مستعد اتمّ است كه عقل بالفعل گردد . و هر گاه عقل هيولانى بدون تعلّم يعنى بدون استعمال فكر و خيال به مفارق متصل گردد ، هر آينه عقل بالفعل بدان متصل گردد ، اوجب و اولى است . و بالجمله براى نفوس كه عقل بالفعل برايش حاصل گردد ناچار از بدن است ، چه عقل بالملكه لامحاله از بدن استفاده مىشود ، و براى اوساط از بواقى ( يعنى براى ديگر افراد مردم ، كه اوساطاند ) قسطى از قصد و حسّ نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . البرهان على انّ لها سعادة بعد المفارقة من جنس سعادت المفارقات و ان اتّمها ما يكون للنفوس الفاضلة :
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 443 | حسن حسن زاده آملى