وضع حاصل خواهد شد پس معقول از معقول بودن خارج مىشود « 1 » .
بيان : در دروس گذشته دانستهايم كه معقولات صور علميهء عارى از مادّه و احوال و اوضاع آناند . اصل چهل و سوم اين بود : هر صورت معقوله فعليت محض و مبرّاى از ماده و اوصاف و احوال مادّه است . و اصل چهل و چهارم اين : وعاء تحقق صور معقوله موجودى مبّرى از مادّه و اوصاف و احوال مادّه است . و اصولى كه در اين دروس تقرير شده و مىشود همه عصاره و خلاصه و نتيجهء مباحث برهانى و مطالب استدلالى است . فارابى در ابتدا يك كبراى كلّى آورده است كه هر مدرك در مدرك حاصل مىشود و اين خود اشاره به يك شكل قياس در اين مقام است بدين صورت :
صورت معقوله در جسم حاصل است
و هر مدرك در مدرك حاصل است
پس صورت معقوله در جسم حاصل است .
بعد از اين شكل نتيجهء آن را صغراى يك كبراى كلى قياس ديگر قرار داده است بدين صورت :
صورت معقوله در جسم حاصل است
و هر چه در جسم حاصل است به اوصاف او متّصف است
پس صورت معقوله به اوصاف جسم متصف است .
پس نتيجه از دو قياس نامبرده اين شد كه صورت معقوله به احوال و اوصاف جسم متصف است و حال اين كه معقولات معانى مجرّد از ماسواى خود و عارى از مادّه و اوضاع و احوال آناند . پس جسم مدرك معقولات و وعاء تحقّق صور معقوله نمىتواند باشد بلكه مدرك آنها و ظرف حصول آنها گوهرى وراى طبيعت است . پس
هامش
( 1 ) . البراهين على انها مفارقة الأول انها تدرك المعقولات و المعقولات معان مجردّة عمّا سواها كالبياض لا كالبيض و كل مدرك فأنّه يحصل فى المدرك و كل ما يحصل فى جسم فأنه مؤثر فيه ما لا بدّ للجسم فى وجوده منه مثل الشكل و الوضع و المقدار فلو حصل معقول فى الجسم لكان يحصل له مقدار و شكل و وضع فكان يخرج من أن يكون معقولا .