تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
عنوان شده است ( ج 1 رحلى ، ص 209 ) و بحث آن در اين دروس خواهد آمد . و نيز بدان كه عبارت فوق ما در دو معنى قوه و كمال و اطلاق هر يك بر نفس در حقيقت ترجمهء گفتار شيخ رئيس از فصل اوّل مقالهء اولى فن ششم طبيعيات شفا در نفس است ( ج 1 رحلى ، ص 278 ) . « 1 » و قوه به معنى دوم را در نفس اعمال كرد قوهء قابلهء صور محسوسه و معقوله است خالى از دغدغه نيست ، زيرا على التحقيق قيام صور علميه به نفس نحو قيام فعل به فاعل است نه مقبول به قابل و منفعل ، چنان كه يك‌يك اين حقائق به تفصيل در آنها بحث و تحقيق خواهد شد . مطلب دوم و سوم را بعد از اين درس عنوان مىكنيم . راقم سطور را دفتر نكات است كه برخى از مطالب را در آن معنون به نكته تقرير كرده است و تاكنون در حدود پانصد و شصت نكته تدوين شده است . نكاتى چند را كه از بركات دروس گذشته حالا مىتوانم براى شما عنوان كنم بازگو مىكنم : نكته : زندگى يك شخص انسان يك حيات ممتد است كه برخى از مراحل آن با مادّه سر و كار دارد و برخى با غير ماده . در اين نكته بسيار دقت كن تا بدانى كه در همهء عوالم تويى . نكته : هر مرتبهء عاليه از مراتب نفس ناطقه به نسبت به مادونش علت ايجابيه است و هر مرتبهء سافلهء آن نسبت به مافوقش علت اعداديه . نكته : انسان درختى است باژگونه كه ريشهء آن به سوى آسمان است ، نبات از زمين مىرويد و انسان از آسمان و ديگر جانوران برزخ‌اند كه آفريده‌اى نه آنچنان و نه اين چنين . نكته : بينشم از تن نيست چه ديگر جانوران و رستنيها و هر چه را آخشيج است در آن انبازند ، از روانى است كه از آن من است ، پس نه تن جاى روان است و نه روان جاى تن و گرنه در اندازهء او بودى ، و دانستى كه نيست ؛ تن بر خاك است و روان بر فراز
هامش
( 1 ) . ان النفس يصحّ ان يقال لها بالقياس الى ما يصدر عنها من الافعال قوة الخ .