خاك . اين سخن كوتاه در نزد دانا بسيار بلند است .
نكته : هيچ كس در عالم محروم نيست ؛ چه ، هر كس به قدر قابليتش دارد .
نكته : نظر در آينه صورت انسان را نشان دهد و نظر در دفتر حكما حقيقت و باطن انسانى را پديدار گرداند .
نكته : علم تشريحدار وجود است .
نكته : به براهين قاطعه ، نفس ناطقه وحدت عددى ندارد بلكه وحدت حقّهء ظلّيّه دارد كه حدّ يقف براى او نيست .
نكته : از عالم عالم مىرويد چنان كه از گندم گندم .
نكته : دستگاه هستى كارخانهء انسانسازى است و انسان عالم عقلى مضاهى عالم عينى است .
نكته : هر چه پختهتر شوى از خامان نپختهتر شنوى .
نكته : اكثر بزرگسالان عصر ما به حدّ بلوغ انسانى نرسيدهاند .
نكته : عالم يعنى علم انباشته روى هم .
درس صد و هفتم
اكنون مطلب دوم را كه مفارق بودن نفوس انسانيه است از رسالهء نامبردهء فارابى ( اثبات مفارقات ) نقل به ترجمهء فارسى و بيان مىنماييم . فارابى در اين رساله چهار برهان بر مفارق بودن نفس ناطقهء انسانى ، يعنى مجرّد بودن آن از ماده و احكام و عوارض آن ، ذكر كرده است و برهان چهارم را اقناعى خوانده است :
برهان اوّل اين كه نفوس انسانيه معقولات را ادراك مىكنند و معقولات معانى مجرد از ما سواى خودند ، چون سفيدى نه چون سفيدها ، و هر مدرك در مدرك حاصل مىشود و هر چيزى كه در جسم حاصل مىشود همانا كه جسم در آن چيز اثر مىگذارد آنچه را كه جسم در وجود خود ناچار از آن است ، مثل شكل و وضع و مقدار ، پس اگر معقولى در جسم حاصل شود هر آينه براى معقول مقدار و شكل و