تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
در مطلب اوّل فارابى فرمايد : برهان بر اثبات نفوس انسانيه : از اجسام انسانى افعالى صادر مىشود كه از ساير اجسام صادر نمىشود . پس صدور اين افعال از جسميّت نيست ، چه اين كه جسم مطلق وجودى براى او نيست . پس اين امر مقوّم جسم مطلق است و سبيل اين اجسام سبيل معاجين نيست زيرا كه مر اين اجسام را خصوصيت وجودى است چه اين كه آنها را نموّ و اغتذاء و ادراك و حركت از خود آنهاست « 1 » . بيان : اين برهانى است بر اثبات نفس مطلقا ، خواه نباتى و خواه حيوانى و خواه انسانى ؛ و اختصاص به انسانى به مناسبت بحث در اين مقام ، اعنى اثبات نفس انسانى است و گرنه برهان عامّ است و در عاميّتش تامّ . چنان كه شيخ در فصل اوّل مقالت نخستين فن ششم طبيعات شفا ( ج 1 رحلى ، ص 278 ) بر همين برهان اثبات نفس به طور اعمّ كرده است . برهان اين است كه از جسم انسانى افعالى صادر مىشود كه از ديگر اجسام صادر نمىگردد . مثلا جسم انسان كه بدن اوست راه مىرود ، مىبيند ، لمس مىكند ، مىبويد ، مىشنود ، نفس مىكشد . . . و يك قطعه سنگ ، با اين كه جسم است ، اين افعال و آثار از او صادر نمىشود . پس صدور اين افعال از صورت جسميّه نيست بلكه از أمرى اعنى از مبدائى غير جسميّت است و گرنه بايد هر كجا صورت جسميه تحقق يابد اين افعال از آن صادر گردد . و چون صورت جسميه جسم مطلق است و جسم جنس است و جنس بدون فصل ، كه مقوّم و محصّل وجودى اوست ، در خارج وجود نمىيابد ، ناچار اين امر ، كه مقصود از آن مبدأ و منشأ افعال صادر از جسم انسانى است ، مقوّم و محصّل جسم مطلق كه صورت جسميهء جنسيه است ، مىباشد . پس آن امر مقوّم
هامش
( 1 ) . البرهان على اثبات الانسانية : الاجسام الانسانية تصدر عنها افعال لا تصدر عن ساير الاجسام فهو لا من الجسميّة لأنّ الجسم المطلق لا وجود له فهذا الامر مقوّم له فهو جوهر و ليس سبيل هذه الاجسام سبيل المعاجين لأنّ لها خصوصية وجود إذلها نموّ و اغتذاء و ادراك و حركة من تلقائها .
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 427 | حسن حسن زاده آملى