اين كه دليل بر منع آن نداريم برهان بر اثبات آن را داراييم .
شايسته است كه مطالب تدريس شده را به صورت اصل ، چنان كه دأب و روش ما در دروس است در آوريم :
اصل 70 - دار آخرت عين حيات است و موجودى كه ذاتا حىّ است محال است كه ضدّ خود را بپذيرد يعنى محال است كه موت بر او عارض شود و يا خواب و پينگى بر او دست يابد .
اصل 71 - موجودى كه حدوث بر او صادق نيست موجودى ازلى و ابدى است كه هيچگاه فنا و زوال در او راه ندارد .
اصل 72 - جسم آلى جسم زنده است يعنى صاحب نفس است و نفس مبدأ حس و حركت به اراده است و به تعبير اعمّ كه شامل نفوس ارضيه گردد نفس كمال اوّل جسم طبيعى آلى ذى حيات بالقوه است .
اصل 73 - ناظم امور عالم مطلقا ، يعنى تشكيل دهنده و به نظام آورندهء آن ، عقل است يعنى موجودى كه فعليّت محض و عين حيات و علم و قدرت و مبدأ حيات و هر گونه كمال و محيط به اشياء از جميع جهات آنها و عالم به آنها پيش از تحقق آنهاست ، هم علت موجودات است و هم نهايت مطالب .
اصل 74 - طفره مطلقا ، چه در حسّيات و چه در معنويات ، باطل و محال است .
اصل 75 - تشكيك بر مبناى مشاء در ماهيّت راه ندارد .
اصل 76 - نور اسفهبد را ، كه نفس ناطقه است ، مقام فوق تجرّد است ، يعنى او را مقام معلوم و حدّ يقف نيست ، كه در نتيجه وحدت عددى ندارد .
درس صد و چهارم
گفتهايم كه نفس در حدوث جسمانى است كه مىتوان گفت انسانى است در قوّت ضعف و يا قوهاى است كه بالقوه انسان است ، و اين مرتبه نازلترين مراتب آن است ؛ پس از آن به حركت جوهرى قوّت مىگيرد و كمكم بر اثر اشتداد وجوديش از عالم