تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
و نيز شيخ در فصل بيست و دوم نمط دوم اشارات ، در تولّد مركبات از عناصر چهارگانه ، كه از آنها تعبير به اركان يا اصول اربعه مىكنند ، عبارتى دارد كه ما ترجمهء آن را از فارسى مذكور نقل مىكنيم و عبارت شرح آن را از خواجهء طوسى ترجمه به فارسى مىكنيم : « تنبيه : بدان كه از اين چهارگانه ، به مزاجهاء مختلف كى در آن افتد به نسبتهاء مختلف كى آن را بود شايستگى پذيذ آورد چيزهاء مختلف را ، تا از آن اجسام مختلف پذيذ آيد ، چنان كه معدنيات و نباتات و جانوران ، اجناس آن و انواع آن ( ظ : اجناس آنها و انواع آنها ) ؛ و هر يكى را از اين عناصر صورتى است كى مقوّم اوست و از او اين كيفيات محسوس پديد مىآيد . » خواجه در شرح آن گويد : شيخ مىخواهد تولّد مركّبات را از اين اصول چهارگانه بيان كند . و مركّبات سه قسم‌اند : ذو صورتى كه نفس مر او را نيست ، آن معدنى ناميده مىشود ؛ و ذو صورتى كه آن نفس غاذيه و ناميه و مولدهء مثل است ، مر او را حس و حركت اراديه نيست ، نبات ناميده مىشود ، و ذو صورتى كه آن نفس غاذيه و ناميه و مولدهء مثل و حسّاس و متحرك به اراده است ، حيوان ناميده مىشود . و همهء اين صور كمالات اولىاند ؛ چه ، كمال منقسم مىشود به منوّع كه آن صورت است ، چون انسانيت ، و اين اوّل چيزى است كه در ماده حلول مىكند ؛ و به غير منوّع كه آن عرض است ، چون ضحك ، و اين كمال ثانى است . كه عارض نوع بعد از كمال اوّل مىشود ؛ پس اين صور كمالات مختلف الآثارند ، كه از حيوانى صادر مىشود آنچه از نباتى صادر مىشود ، و از نباتى آنچه از معدنى ، بدون عكس و هر يك از اين سه جنس انواعى هستند كه به حصر در نمىآيد ، برخى از آنها فوق برخىاند ؛ و لذا هر نوعى مشتمل بر اصناف و هر صنف مشتمل بر اشخاص بدون حصرند ، به حيثى كه دو تا از اين انواع و اصناف و اشخاص متشابه يكديگر نيستند . حكيم ناصر خسرو علوى در رساله‌اى كه در جواب نود و يك فقره سؤال نگاشته