پيشين ريشه دارد و من آنچه در آراء و افكار فلسفى اين دانشمند بنام فحص كردهام تازهاى از او نيافتم ، اگر چه انديشههاى بلند دارد و ما كلمات سودمندش را در طى مباحث نقل خواهيم كرد و با علم و عالم دشمنى نداريم و از روى تعصب حرف نمىزنيم . شگفتا كه امروز ( دوشنبه چهاردهم خرداد 1358 ه ش مطابق نهم رجب 1399 ه ق ) در نسخههاى مخطوط جناب استادم ، مرحوم علامه شعرانى روحى فداه ، سير مىكردم ، در رسالهاى كه به نام تاريخ فلسفه نگاشته است ، بيوگرافى
( Biographie )
دكارت و آراى فلسفى او را موجز و مفيد بيان فرموده ، ديدم كه اظهار داشت : ما وقتى طريقهء دكارت را مىخوانيم تعجب مىكنيم كه مطالب وى سخن تازه نيست جز چيزهايى كه ما مىدانيم و پيش ما مسلم است و مع ذلك مردم اروپا سخنان او را چيز تازه در مقابل اقوال قرون وسطى دانستند ، براى آن كه از قرون وسطى درست خبر نداريم و گمان مىكنيم فلاسفهء اسكولاستيك « 1 » مانند فلاسفهء قرون وسطاى مشرقى بودهاند . و در مطلب فوق كه گفتار دكارت در اثبات هستى و واقعيت خود و همچنين در اثبات نفس است فرموده : قسمت چهارم كتاب ديسكور « 2 » در الهيات است و خلاصهء كتاب مزبور از اين قرار است كه من مىتوانم در تمام چيزها شك كنم ، حتى در محسوسات ، يعنى هر چه مىبينم بگويم واقعيت ندارد چون در خواب هم چيزهايى مىبينم و گمان مىكنم هست و چون بيدار شوم بطلان خيال من معلوم مىشود . اما اگر در عالم رؤيا به عقل خود چيزى را واضح و روشن دريابم ، مثلا 2 + 3 پنج مىشود ، در صحت آن ولو بيدار شوم شك ندارم و يقين دارم من چنين
هامش
( 1 ) .scolastique، يعنى شيوهء مدرسه اسكولاستيك ، اسكولاستيك در باب چيزى گفته مىشود كه مطابق معمول مدارس بياموزند ، درسى ، مكتبى ، مربوط به مدارس قرون وسطى ، مؤلف كتب فلسفى قديم و فلسفهء متكلمين ، تعليمات حكمت و فلسفهء مخصوص به قرون وسطى ( فرهنگ فرانسه به فارسى سعيد نفسى ) ؛ و مراد استاد در عبارت فوق همان معنى اول است ، يعنى چيزى كه مطابق معمول مدارس بياموزند .
( 2 ) .Discourdيعنى گفتگو ، مذاكره و نحو آنها .